يعنى : هر چه گفتن او منافى ايمان نباشد و گفتنش نزد عقل مجوّز باشد ، و فتنه و فسادى بر گفتن مترتّب نشود ، بگو ، « و الَّا فلا » .
فانّ الله عالم بسرّك و جهرك .
چرا كه خداوند عالم ، عالم و دانا است به باطن و ظاهر تو ، و هيچ چيز بر او پوشيده نيست .
و هو عالم بما في الصّدور فضلا عن غيره .
و خداوند عالم ، دانا است و محيط است علم او ، به هر چه در دل تو خطور مىكند و ظاهر نكردهاى ، و ظاهر كرده را ، به طريق اولى .
و كن كالنّازع روحه او كالواقف في العرض الاكبر .
مىباش تو در دنيا ، مثل كسى كه محتضر باشد و در نزع روح باشد . يعنى :
چنان كه از محتضر ، حركت لغو و ارتكاب مناهى متصوّر نيست ، بايد تو نيز چنين باشى . و چنان كه محتضر در حال احتضار ، به غير لطف الهى ، به هيچ چيز متوجّه نيست و اعانت و يارى از غير او نمىخواهد و طمع از غير او ندارد . تو نيز چنين باش . و باش در دنيا مانند كسى كه ايستاده باشد در روز عرض أكبر ، در حسابگاه ، در نهايت تحيّر و اضطراب ، چنان كه او در آن حال ، گرفتار افعال و اعمال خود است و از كارهاى بد خود نادم و پشيمان است . تو نيز در دنيا چنين باش و فرصت غنيمت دان و از نفس خود غافل مشو و از كرده هاى بد و گفته هاى بد ، نادم و پشيمان باش .
غير شاغل نفسك عمّا عناك ممّا كلَّفك به ربّك في امره و نهيه ، و وعده و وعيده .
و مشغول مكن نفس خود را به غير آن چه مأمورى از جانب پروردگار خود ، از اتيان به اوامر و انتهاء از نواهى ، به غير از آن چه وعده كرده است از درجات عاليهء بهشت از براى مؤمنان ، به ازاى عبادات و طاعات و مبرّات . او آن چه وعيد كرده
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٤