و قال : الاعمال بالنّيّات ، و لكلّ امرئ ما نوى .
يعنى : هر عملى كه متعلَّق باشد به نيّت و بى نيّت واقع نشود ، مثل واجبات و مستحبّات ، قبول آن عمل ، موقوف به نيّت است و بى نيّت قبول نمىشود و از براى هر كس فراخور خلوص نيّت ، ثواب مقرّر است . هر چند در نيّت ، خلوص بيشتر است و از آميختگى و امتزاج به غير كمتر ، ثواب آن عمل بيشتر است . چون بيان كرد كه هر عملى كه به نيّت است ، ناچار است از نيّت ، مىخواهد بيان كند كه كيفيّت نيّت چون است و گفت : و لا بدّ للعبد من خالص النّيّة في كلّ حركة و سكون .
يعنى : ناچار است بنده را از نيّت خالص در جميع حركات و سكنات ، در هر طاعت و عبادت ، كه اگر نيّت در افعال و اعمال خالص نباشد و به أغراض مهلكه مخلوط باشد ، از جملهء غافلين خواهد بود ، چنان كه مىفرمايد : إذ لو لم يكن بهذا المعنى ، يكون غافلا .
يعنى : اگر نبوده باشد نيّت او موصوف به خلوص و آميخته باشد به شهوات نفسانى ، هر آينه آن كس مىباشد كه از جملهء غافلان ، بلكه از جملهء حيوانات عجم .
و الغافلون قد وصفهم الله بقوله : ) * و غافلان را وصف كرده است در قرآن مجيد ، بقول خود : * ( إِنْ هُمْ إِلَّا كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ) * ( فرقان - 44 ) .
يعنى : كسانى كه افعال خير را نه محض از براى خدا مىكنند ، مثل چارپايان هستند ، بلكه پستتر ، چرا كه چارپايان به واسطهء نداشتن عقل و تميز ، عمر ايشان صرف « لا يعنى » مىشود و مع هذا ، به آن كارى كه از براى او مخلوق هستند ، مثل باركشى و سوارى ، به قدر مقدور تقصير نمىكنند . بيچاره آدمى ، با وجود عقل و تميز و مكلَّف بودن به اوامر و نواهى ، هر گاه به مقتضاى عقل خود عمل نكند ، به
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٦