الهى است ، رسد ، و چركين و تيره شود ، و نور الهى از او سلب شود ، و مرتبهء تو نزد واجب الوجود به سبب آن ، پست شود ، و در روز قيامت حسرت و ندامت بار آرد ، و نيز به سبب او حيا و آزرم كه مانع ارتكاب مناهى و عائق از « اقتراف مآثم » است از تو دورى كند .
و المتورّع يحتاج إلى ثلاثة اصول ، الصّفح عن عثرات الخلق اجمع ، و ترك الحرمة فيهم ، و استواء المدح و الذّمّ .
مىفرمايد كه صاحب ورع ، محتاج است به سه اصل :
يكى - آن كه اعراض كند از آزارهاى مردم و متعرّض ايشان نشود .
دوم - آن كه در افشاى حال مردم نباشد و غيبت ايشان نكند .
سوم - آن كه مساوى باشد مدح و ذمّ مردم نسبت به او ، نه از مدح كسى خرسند شود و نه از ذمّ كسى دلگير .
و اصل الورع دوام المحاسبة ، و صدق المقاولة ، و صفاء المعاملة ، و الخروج عن كلّ شبهة ، و رفض كلّ ريبة ، و مفارقة جميع ما لا يعنيه ، و ترك فتح أبواب لا يدرى كيف يغلقها ، و لا يجالس من يشكل عليه الواضح ، و لا يصاحب مستخفّ الدّين ، و لا يعارض من العلم ما لا يحتمل قلبه ، و لا يتفهّمه من قابله ، و يقطع من يقطع عن الله عزّ و جلّ .
مىفرمايد كه : اصل ورع ، دوام محاسبه است با نفس . يعنى : هميشه با خود در حساب باشى و لگام نفس را كشيده دارى و از دست رها نكنى ، و هرگز از او غافل نشوى ، كه غفلت از او موجب افتادن در مهالك است .
اصل ديگر : صدق مقاوله است . يعنى : هر چه گويى ، راست گويى و هرگز ميل به دروغ نكنى ، كه دروغ موجب خسران نشأتين است .
اصل ديگر : صفاى معامله است ، يعنى : در معاملات ، مثل خريد و فروخت و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٢٨