خداوند عالم كرامت فرموده است . و حركت دادن او است به نوشتن كتابهاى علمى و نوشتن چيزى كه به وسيلهء آن ، نفعى عايد مسلمانان شود ، در بندگى خداى تعالى . و به سبب آن نوشته ، بندگان خدا را از عملهاى بد ، امتناع نمايند و از شرور و آفات دنيوى و اخروى ، منزجر شوند .
و زكات الرّجل السّعى في حقوق الله تعالى من زيارة الصّالحين و مجالس الذّكر ، و اصلاح النّاس و صلة الرّحم و الجهاد ، و ما فيه صلاح قلبك و صلاح دينك .
و زكات پا ، رفتن به جائى است كه رضاى الهى متعلَّق به او باشد ، مثل رفتن به زيارت مشاهد مقدّسه ، و زيارت صلحا و مؤمنين ، و رفتن به مجالس ذكر ، و از براى واقع ساختن صلح ميان مسلمانان ، و رفتن از براى ادراك صلهء رحم ، از براى كارزار با كفّار در راه خدا . حاصل : هر چه صلاح دنيا و آخرت ، يا آخرت در او باشد .
هذا ممّا يحتمل القلوب فهمه ، و النّفوس استعماله ، و ما لا يشرف عليه الَّا عباده المقرّبون المخلصون اكثر من ان يحصى ، و هم أربابه و هو شعارهم دون غيرهم .
يعنى : آن چه ذكر كرديم از زكات اعضا ، به قدر فهم دلها بود ، امّا بيان كردن زكات اعضا و جوارح ، موافق واقع و نفس الامر أشراف به او و قدرت بر اطَّلاع او ، ندارد مگر بندگان مقرّب و مخلصان درگاه الهى ، و زيادة از آن است كه به حيطهء ضبط كسى و وهم كسى تواند ، در آمد ، چرا كه راه بردن به كنه حقيقت چيزها و مطَّلع شدن به « كما هي أشياء » ، كار ايشان است و غير ايشان را به او راه نيست . و ممكن است لفظ « و هم » ضمير مرفوع باشد و مبتدا باشد و « أربابه » خبر و راجع باشد به موصول .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٦١