جناب عسقلانى بايد گفت : اين شيوه هميشگى شما بوده و هست كه هر روايتى كه بنفع ابوبكر و عمر و . . . نبود ، فورا راويات آن را ضعيف شمردهايد ! ! )
* * * عمر در زمان خلافت خود اوقاف پيامبر صلى الله عليه وآله را در مدينه به على عليه السلام و عباس برمىگرداند ! !
- كنز العمال ج 7 ص 242
18769 - عائشه مىگويد : فاطمه عليها سلام دختر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بعد از وفات آن حضرت از ابوبكر خواست ميراث پدرش را كه خدا به او داده بود ، تقسيم كند و به او برگرداند . اما ابوبكر جواب داد : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : آنچه را كه ما از خود باقى مىگذاريم صدقه است و ارث نيست ، فاطمه ( عليها سلام ) از او خشمگين شد و او را ترك كرد . و ديگر با او سخن نگفت تا از دنيا رفت . شش ماه پس از وفات پدرش زنده بود . سهم خود را از ميراث رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از خيبر و فدك و آنچه را كه در مدينه داشت مطالبه نمود ، اما ابوبكر از دادن آنها خوددارى كرد و گفت : من همانطور با آنها خواهم كرد ، كه خود آن حضرت در زمان حياتش عمل مىنمود . اما صدقات آن حضرت را در مدينه به على ( عليه السلام ) و عباس تحويل داد ، اما خيبر و فدك را عمر نگهداشت ، و گفت : آنها صدقات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بوده كه در پيش آمدها از آنها استفاده مىكرد و اكنون اختيار آنها با ولى امر است .
و مسلم ج 5 ص 155
و سنن نسائى ج 7 ص 132
و مسند احمد ج 1 ص 4
و سيره ابن كثير ج 4 ص 231
و البداية والنهايه ج 4 ص 231
مىگويند : على عليه السلام و عباس در آنچه كه عمر به آنها واگذار كرده بود اختلاف داشتند ! !
- مسند احمد ج 1 ص 13