تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣

آيا واقعا معقول است كه پيامبر صلى الله عليه وآله فقط براى ابوبكر و عمر فرمود : ولى براى ورثه‌اش نه ؟ ! !

- كنز العمال ج 5 ص 636 14120 - از ابو هريره روايت شده : فاطمه ( عليها سلام ) از ابوبكر و عمر ميراث پدرش رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم مطالبه نمود ، گفتند : شنيديم كه فرمود : ما ارث نمىگذاريم .

ابوبكر مىگيرد و نمىدهد . . . اما عمر بعضى از آنها را بر مىگرداند . . . كداميك صحيح است ؟ ! !

- سنن ابو داود ج 2 ص 23 2970 - حجاج بن ابى يعقوب . . . از عائشه روايت مىكند : ( پس از آنكه فاطمه زهرا سلام الله عليها ميراث پدرش رسول خدا صلى الله عليه وآله را مطالبه نمود ، ابوبكر گفت : كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : آنچه از ما باقى مىماند ، صدقه است ، ) و از پس دادن آنها خوددارى نمود و گفت : من همانگونه كه آن حضرت با آنها عمل مىنمود ، عمل خواهم كرد ، لذا هيچيك از آنها را پس نداد ، اما عمر صدقات آن حضرت را در مدينه به على ( عليه السلام ) و عباس برگرداند ، اما خيبر و فدك را نگهداشت و گفت : اينها صدقات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم است كه براى امور اتفاقى و پيشامدهاست ، لذا بايد در اختيار ولى امر باشد .

فاطمه و على عليهما السلام و عباس شهادت دادند كه ابوبكر دروغگو ، گنهكار ، حيله گر و خائن است ! ! !

- مسلم ج 5 ص 151 يحيى بن يحيى . . . از مالك بن اوس روايت مىكند : عمر بن خطاب بدنبال من فرستاد ، هنگامى كه روز بلند شده بود ، نزد او رفتم ، روى تختى نشسته و تكيه داده بود . گفت : عده‌اى از قوم و قبيله‌ات فقير شده‌اند ، اين مقدار مال را بگير و بين آنها تقسيم كن . گفتم : اى كاش كس ديگرى را مأمور اين كار مىكردى . در همين هنگام ، يرفأ ، غلام عمر آمد و گفت : عثمان و عبد الرحمان بن عوف و زبير و سعد آمده‌اند ، گفت : بگذار بيايند ، سپس گفت على ( عليه السلام ) و عباس هم