ريشه ما را كنده و امارت و خلافت ما را غصب كنند . عمر مىگويد : من از قبل حرفهائى آماده كرده بود تا زمينه را براى ابوبكر آماده كنم . اما ابوبكر اجازه نداد و خودش سخنانى گفت بهتر از آنچه كه من آماده كرده بودم . از جمله حرفهايش اين بود كه شما انصار داراى فضائل زيادى هستيد . اما عرب خلافت را فقط از قريش مىپذيرد كه از جهت حسب و نسب و منزلت از ديگران برترند . لذا به نظر من با يكى از اين دو نفر بيعت كنيد و دست مرا و ابو عبيدة بن جراح را گرفت . پس از حرفهاى ابوبكر يكى از آنها برخاست و گفت : ما خودمان كهنهكار سياستيم ، يك امير از ما و يك امير از شما . سر و صدا زياد شد ، و من از ترس آنكه اختلاف زياد نشود ، فورا دست ابوبكر را گرفته و با او بيعت كردم ، سپس مهاجرين و پس از آنها انصار بيعت نمودند . سپس روى سعد بن عباده پريديم ، بطوريكه صدا بلند شد كه سعد را كشتيد ، من هم گفتم : خداوند سعد را بكشد . . .
* * نقشه ابوبكر و عمر براى زمينگير و درمانده كردن اهل بيت عليهم السلام
* * * عمر و ابوبكر تمامى اموال پيامبر صلى الله عليه وآله را مصادره كردند ، حتى آنهائى را كه آن حضرت در زمان حياتش به اهل و عيال و كسانش بخشيده بود ! !
تمامى مسلمين اجماع و اتفاق دارند كه اولاد على و فاطمه عليهم السلام اولاد رسول الله صلى الله عليه وآله هستند ! !
- سنن بيهقى ج 7 ص 64
ابو عبدالله حافظ . . . از مسور بن مخرمه روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : فاطمه پاره تن من است هر چه او را نارحت كند ، مرا ناراحت كرده و هر چه او را شاد كند ، مرا شاد كرده است . و تمامى نسبها در روز قيامت منقطع است جز نسب و سبب من و فاميلى با من .
- تذكرة الحفاظ ج 3 ص 132
احمد بن سلامه . . . از عمر روايت مىكند : از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شنيدم كه فرمود : هر سبب ونسبى روز قيامت منقطع است جز سبب و نسب من .