41925 - انس مىگويد : عمر كنيزى را ديد كه مقنعه زده ، او را زد و گفت ديگر خود را شبيه زنان آزاد مكن ، مقنعه را كنار بگذار .
41826 - صفيه دختر ابى عبيدة مىگويد : زنى با مقنعه و نقاب بيرون آمد ، عمر پرسيد آن زن كيست ؟ گفتند كنيز فلانى ( شخصى از خانواده عمر ) عمر بدنبال دخترش حفصه فرستاد و گفت : براى چه به اين كنيز مانند زنان آزاد نقاب و مقنعه دادهاى ، بطورى كه نزديك بود او را بزنم .
41928 - مسيب بن دارم مىگويد : عمر را ديدم با تازيانه بر سر كنيزى مىزند ، تا آنكه مقنعه را از سرش انداخت و گفت : كجا كنيزكان مانند زنان آزاده مىشوند .
41929 - به مالك خبر رسيد عمر بن خطاب كنيز عبدالله بن عمر را ديد كه مانند زنان آزاد ( غير كنيز ) لباس پوشيده ، لذا به دخترش گفت : براى چه كنيز برادرت بايد لباس آنچنانى بپوشد ، و به شدت به اين مسأله اعتراض نمود .
كشف حجاب واجب . . . و حجاب حرام است و هر كه حجاب كند كيفر خواهد ديد !
- مبسوط ج 1 ص 212
( كنيز مىتواند بدون روسرى و مقنعه نماز بخواند ) در حديث آمده : عمر كنيزى را ديد كه مقنعه زده ، او را با تازيانه زد و گفت : مقنعه را كنار بگذار ، پست فطرت خود را شبيه زنان آزاده كردهاى ؟ !
- كنز العمال ج 9 ص 199
25656 - ( مسند عمر ) انس مىگويد : كنيز يكى از مهاجرين نزد عمر بن خطاب آمد ، در حالى كه مقنعه زده بود . عمر پرسيد : آزاد شدهاى ؟ گفت : نه . گفت پس چرا مقنعه زدهاى ، مقنعه فقط مخصوص زنان آزاده مسلمان است . سپس آنقدر با تازيانه بر سر كنيز زد تا مقنعه از سرش افتاد .
كنيزان عمر با آخرين مدل از ميهمانان پذيرائى مىكردند !
- كنز العمال ج 15 ص 486
41927 - انس بن مالك مىگويد : كنيزان عمر با موهاى باز و سينههاى عريان از ما پذيرائى مىكردند .
- مبسوط ج 9 ص 12
انس مىگويد : كنيزان عمر با موهاى باز و سينههاى عريان از ميهمانان پذيرائى مىكردند .