عمر مىگويد : براى روز سقيفه حرفهائى تهيه ديده بودم ! !
- الفروق اللغويه ص 268
. . . در كلام عمر آمده : براى روز سقيفه حرفهائى آماده كرده بودم . . . ( اينكه آقايان سنىها مىگويند : مردم خود خليفه خود را انتخاب كردند ، پس بايد از ايشان پرسيد : حرفهاى از پيش تعيين شده عمر چه بوده ؟ ! مگر قبل انتخابات مذكور ، جرياناتى وجود داشته و برنامههائى در جريان بوده كه جناب عمر براى مقابله با آنها خود را آماده كرده بود . كداميك را بايد باور كرد ؟ ! ! )
منظور عمر كدام پيامبر خيالى است كه ابوبكر را بجاى خود مأمور نماز با مردم كرد ؟ ! !
. . . عمر به آنها گفت : اى گروه انصار ، آيا نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم ابوبكر را مأمور نماز با مردم كرد ، آيا مىتوانيد خود را راضى كنيد كه بر ابوبكر مقدم شويد . . .
اگر اين حديث صحيح بود ، حتما در سقيفه به آن استدلال مىكردند ! !
- سنن ترمذى ج 3 ص 341
41 - باب اخبار خلافت
2326 - احمد بن منيع . . . از سفينه روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : سى سال پس از من خلافت خواهد بود و پس از آن پادشاهى . سفينه مىگويد : خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و خلافت على ( عليه السلام ) سعيد ( راوى از سفينه ) مىگويد : به سفينه گفتم : بنى اميه خيال مىكنند ، آنها هم خلافت دارند . گفت : دروغ مىگويند . آنها پادشاهند ، بدترين پادشاه . اما از على ( عليه السلام ) و عمر روايت شده كه ديده نشده پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم درباره خلافت چيزى بگويد . . .
تنها استدلال ابوبكريان و عمريان براى غصب خلافت اين بود كه آنها از قريش و از قبيله پيامبر صلى الله عليه وآله هستند ! !
- تاريخ طبرى ج 2 ص 455