تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
سالم خواهند ماند ؟ گفت : اگر حقش را دادند ، بگيرد وگر نه آن را ترك كرده و رها كند و صبر نمايد .

آيا عمر در دارو دادن به پيامبر صلى الله عليه وآله نقش داشت ؟ ! !

- بخارى ج 5 ص 142 عبدالله بن ابى شيبه . . . از عائشه و ابن عباس روايت مىكند : ابوبكر ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را بعد از مرگ بوسيد . على از يحيى نقل مىكند : عائشه در ادامه حديث مىگفت : حضرت اجازه نمىداد به اودوا بدهيم ، ما خيال مىكرديم حضرت مانند ديگر بيماران از دارو خوردن بدش مىآيد ، لذا پس از آنكه حضرت از هوش رفت به او دارو داديم . پس از آن كه به هوش آمدفرمود : مگر نگفتم به من دارو ندهيد ؟ آنگاه فرمود : همه شما بايد از آن دارواستفاده كنيد ، لذا هيچكس در خانه نماند جز آنكه آن دارو را مصرف كردند . . ( گويا آن دارو مشكوك به مسموميت بوده و حضرت از آن پرهيز مىنمود ) - كنز العمال ج 10 ص 570 ام سلمه مىگويد : ابتداء درد و بيمارى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در خانه ميمونه رخ داد . هنگامى كه قدرى ناراحتى حضرت سبك شد ، براى نماز بيرون آمد . پس از نماز حضرت قدرى احساس سنگينى كرد ، فرمود : به مردم بگوئيدنمازشان را بخوانند ، ترسيديم حضرت بيماريش سنگين شود ، دارو به دهانش ريختيم ، پس از آنكه به هوش آمد ، فرمود : چه كرديد ؟ گفتند چنين و چنان كرديم . فرمود : كى به شما چنين اجازه‌اى داد ؟ گفتند : اسماء بنت عميس ، زمانيه در حبشه بود ، چنين مداوائى را آموخته بود . حضرت دستور داد : همه از آن دارو مصرف كنند . سپس فرمود : چه باعث شد كه بترسيد و به من دارو بدهيد ؟ گفتند : ترسيديم ذاتالريه كرده باشى . فرمود : نه ، هرگز خداوند مرا به چنين بيمارى مبتلا نمىكند .

* * * تلاش عمر و ابو بكر براى نماز با مردم در بيمارى پيامبر صلى الله عليه وآله

طبرى مىگويد : زنان پيامبر صلى الله عليه وآله در بيمارى آن حضرت با يكديگر درگير شدند ! !

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 797 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى