اى پيامبر : سنت ترا نمى خواهيم ، كتاب خدا ما را بس است ! !
- مسلم ج 5 ص 76
عبدالرزاق . . . از عبدالله بن عتبة از ابن عباس روايت مىكند : هنگامى كه دردپيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شديد شد ، فرمود : كاغذى بياوريد تا براىشما چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنان مىگويد ، كتاب خدا ما را بس است . بين كسانى كه بالاى سر حضرت بودند ، اختلاف شد و هر كس چيزى گفت ، حضرت فرمود : برويد بيرون ، پيش من اختلاف نكنيد ، ابن عباس همانطور كه بيرون مىرفت گفت وامصيبتا كه نگذاشتند رسول خدا وصيتش را بنويسد .
عمر و حزب او با وقاحت تمام به مخالفت با پيامبر صلى الله عليه وآله پرداختند . . .
حضرت با خشم و غضب بيرونشان كرد ! !
- مسند احمد ج 1 ص 324
عبدالله . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عدهاى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد .
ابن عباس مىگفت مصيبت چه مصيتى مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد .
مصيبت گمراهى امت وجنگها و خونريزيها همه به گردن عمر است ! !
- مسند احمد ج 1 ص 336
عبدالله . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عدهاى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب . پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد يكى گفت