سنن نسائى ج 1 ص 265
مسند احمد ج 1 ص 366
سنن دارى ج 1 ص 276
سنن بيهقى ج 1 ص 374
سنن بيهقى ج 1 ص 449
مالك شهادت مىدهد كه عمر در حال بيدارى نمازش را نخواند تا قضا شد ! !
- معجم ما استعجم ج 2 ص 378
مالك از طريق سليمان بن يسار روايت مىكند : همراه عمر بن خطاب به جرف رفتيم ، در لباسش آثار جنابت ديد ، گفت : از وقتى كه به خلافت رسيدم گرفتار احتلام شدهام ، سپس غسل كرد و لباسش را هم شست و بعد از طلوع خورشيد نمازش را خواند .
واقعا عمر چقدر عاشق نمازش بود ؟ ! ! وقتى آب نداشت تيمم نمىكرد ، نماز هم نمىخواند .
- بخارى ج 1 ص 87
آدم . . . از پدر سعيد بن عبدالرحمان بن ابزى روايت مىكند : شخصى به عمر بن خطاب گفت : من جنب شدم و آب نداشتم ، چه بايد مىكردم ؟ عمار بن ياسر به عمر گفت : آيا يادت نمىآيد در سفرى كه باهم بوديم و هر دو جنب شديم ، تو نماز نخواندى ولى من براى تيمم كردن در خاك غلطيدم ، سپس قضيه را براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عرض كردم ، حضرت فرمود : كافى بود كه دستت را به زمين بزنى سپس دستها و صورتت را مسح مىكردى .
عمر خلاف آيه تيمم در قرآن فتوا مىدهد ، اگر آب نداشتيد ، اصلا نماز نخوانيد ! !
- بخارى ج 1 ص 90
محمد . . . . از شقيق روايت مىكند : با عبدالله و ابو موسى اشعرى نشسته بودم ، ابو موسى گفت : اگر شخصى جنب شود و آب نداشته باشد و يك ماه هم طول بكشد ، اگر تيمم نكند ، چه بايد بكند ؟ آنوقت با آيه تيمم در قرآن چه مىكنيد ؟ ( فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا ) عبدالله در جوابش