محمود . . . . . از عبدالله بن عمران روايت مىكند . رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم يك شب نماز را به تأخير انداخت تا آنكه در مسجد خوابمان برد ، بيدار شده ، دوباره خوابيديم تا آنكه حضرت آمد و فرمود : هيچكس در روى زمين غير از شما انتظار نماز را نمىكشد ، اگر از سختى امت نمىترسيدم ، دستور مىدادم هميشه همينگونه نماز بخوانند .
- بخارى ج 9 ص 131
ابن جريج از عطاء از ابن عباس روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نماز عشاء را به تأخير انداخت ، عمر گفت : يا رسول الله زنان و بچهها خوابيدند . حضرت بيرون آمد و فرمود : تأخير من بخاطر وقت بود ، اگر نمىترسيدم كه امتم به مشقت بيفتند ، دستور مىدادم اين گونه نماز بخوانند .
- مسلم ج 2 ص 115
عمرو بن سواد عامرى . . . . . از عائشه روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نماز عشاء را عقب انداخت ، عمر از بيرون صدايش را بلند كرد كه زنان و بچهها خوابيدند ، حضرت بيرون آمد و فرمود : غير از شما بر روى زمين هيچكس انتظار نماز را نمىكشد ، در آن روز جز در مدينه در هيچ كجاى ديگر نماز خواند نمىشد . و نماز عشا را هميشه در بين پنهان شدن شفق تا ثلث اول شب مىخواندند .
حرمله در روايت خود از ابن شهاب اضافه مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به من فرمود : چه شده كه رسول خدا براى نماز اعتراض مىكنيد بطورى كه عمر بن خطاب عربده مىكشد ؟ ! !
- تاريخ بخارى ج 7 ص 129
582 - فرات بن ابى فرات . . . . از جابر روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نماز عشاء را به تأخير انداخت ، و عمر با صداى بلند شروع به صدا كردن حضرت كرد . . . . .
و مسلم ج 2 ص 117
و سنن نسائى ج 1 ص 239
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 507
مساهمون: مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة
ص٥٠٧