تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1391

مساهمون:

ص١٣٩١
حاجت ترا برآورده خواهد كرد . همينطور هم شد . خلافت عمر تمام شد و عثمان به خلافت رسيد و آنگونه كه سزاوار بود به من رسيد و بسيار عالى حاجت مرا برآورده كرد و مرا در امانت خود شريك گردانيد . لذا سعيد بن عاص هميشه از ناحيه عثمان بخاطر فاميلىاش عزيز بود . ( سعيد بن عاص از اقرباء عثمان و از بنى اميه بود . )

عمر از قبل نتيجه شورى را مىدانست

- تاريخ المدينة / ج 3 ص 148 : ابوداود مىگويد كه زهير بن معاويه از ابى اسحاق از عمرو بن ميمون روايت مىكند : عمر به عثمان گفت : اگر متولى كار مردم شدى ، تقواى الهى پيشه كن . - كنز العمال ج 5 ص 727 14268 - محمد بن زيد بن عبد الله بن عمر مى گويد : عمر پسرش عبد الله را هم در شوراى خلافت قرار داد . شخصى از روى خوشحالى به او گفت : عبد الله بن عمر را كه از صحابه رسول الله صلى الله عليه ( و آله ) و سلم و از مهاجرين پيشگام اسلام است جانشين خود كرده‌اى . عمر گفت : بله اين كار را كردم اما به خدا قسم اسم او را پاك خواهم كرد . همين آل عمر براى ما كافى است ، نه براى ما و نه بر عليه ما .

* * اگر عمر پيامبر ( ص ) را از خودش بيشتر دوست مىداشت پس چرا انصار را دوست نمىداشت ؟

پيامبر ( ص ) دوستى انصار را علامت ايمان قرار داده است

بخارى ج 1 ص 9 : باب علامت ايمان دوستى انصار است . ابو وليد . . . از انس روايت مىكند پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : نشانه ايمان دوستى انصار و نشانه نفاق دشمنى انصار است .

تلاش عمر براى تحريف آيه انصار تا با حذف يك واو انصار را تا ابد تابع قريش قرار دهد ! !

- مستدرك حاكم ج 3 ص 305 ابو العباس محمد بن يعقوب . . . از ابو سلمه و محمد بن ابراهيم تيمى روايت مىكند : عمر بن خطاب از كنار مردى مىگذشت كه اين آيه را مىخواند ( السابقون الاولون من المهاجرون و