تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1326

مساهمون:

ص١٣٢٦
15250 - عوام بن حوشب مىگويد : پيرمردى كه نگهبان ساحل دريا بود ، برايم تعريف كرد : يك شب كه نوبت نگهبانى من بود ، به محل نگهبانى رفتم . هيچ كس جز من آنشب براى نگهبانى نيامد . بنظرم آمد ، آب دريا آنقدر بالا آمد كه به نوك كوهها رسيده . من بيدار بودم و خواب نمىديدم . اين موضوع را به ابو صالح غلام عمر بن بن خطاب گفتم : گفت : راست مىگوئى . عمر بن خطاب از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم روايت مىكند : هيچ شبى نيست كه آب دريا سه مرتبه بالا مىآيد و ازخدا اجازه مىخواهد كه اهل زمين را غرق كند . اما خداوند مانع او مىشود .

* * عمرو تميم دارى شخصيت دجال را تطبيق و معرفى مىكنند ! !

* * * اصل حديث دجال صحيح است ، اما آن را شور كرده‌اند ! !

( پيامبر صلى الله عليه وآله درباره خروج دجال در آخر الزمان چيزى فرمود و تميم ( دارى ) آن را بر شخصى كه در ( فلان ) جزيره زندگى مىكرد تطبيق نمود . و عمر هم آن را بر شخص ديگرى در مدينه به نام عبد الله بن صاند تطبيق كرد . عمر مدعى بود خودش آن فرد موعودى استكه صلاحيت دارد دجال را پس از خروج بكشد . لذا اين تهمت را به اين صياد بيچاره زد و زندگى او را مبدل به جهنم ساخت تا از دنيا رفت و در نسل او هم به يادگار ماند . ) ( عمر قصد داشت شخصى را كه نام او عبد الله بن صياد يا صائد بود بعنوان اينكه دجال است بكشد تا خود را آن شخص موعودى معرفى كند كه پيامبر صلى الله عليه وآله فرموده بود آن شخص دجال را خواهد كشت . در حقيقت او مىخواست خود را بجاى مهدى موعود عليه السلام معرفى كند بدين خاطر به عبد الله بن صياد بيچاره تهمت دجال زد و روزگار او و فرزندانش را سياه كرد - مترجم )

كتب صحاح سنيها صدها صفحه درباره دجال و دهها صفحه درباره ادعاى عمر كه دجال ابن صياد است ، نوشته‌اند ! !

- بخارى ج 4 ص 105 عبدان . . . از ابن عمر روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در خطبه پس از حمد و ثناى الهى متعرض دجال شد ، و فرمود : من هم مانند تمامى پيامبران شما را از دجال بر
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1326 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى