است . نامه من كه بدستت رسيد . قرآن را به لغت قريش بخوان نه به لغت هذيل ( هذيل قبيله ابن مسعود بود . )
- تاريخ قرآن كريم ص 39
ابو داود از طريق كعب انصارى روايت مىكند : عمر براى ابن مسعود نوشت : قرآن به زبان قريش نازل شده ، آن را به همين لغت براى مردم بخوان نه به لغت هذيل . ابن البر مىگويد : احتمال دارد دستور عمر اين باشد كه مختارى به لغت قريش بخوانى نه اينكه حتما بايد جنين بخوانى . زيرا وقتى كه جايز باشد قرآن را بر هفت وجه خواند . پس حتما براى ابن مسعود جايز است به لغت هذيل بخواند . . .
با همه تمجيدهائى كه از ابن مسعود شده است باز هم به گردن ابن مسعود گذاشتهاند كه گفته است : قراءت عمر از من بهتر است ! !
- مستدرك حاكم ج 3 ص 86
مسعر بن عبد الملك بن عمير از زيد بن وهب از ابن مسعود روايت مىكند : عمر از ما متقىتر و قراءت او در كتاب خدا از ما بهتر است .
بايد شهادت بدهند كه عمر قارىتر است . . . تا بتوانند او را براى خلافت سزاوارتر جلوه دهند ! !
- المبسوط ج 1 ص 41
قول صحيح اينستكه هر كه عالمتر به سنت است ، و قرآن را بقدرى كه نماز به آن احتياج دارد ، بهتر از ديگران مىداند ، او براى امامت در نماز مقدم است . و از آنجا اصحاب در گذشته قرآن را با احكامش مىآموختند ، چنان كه روايت شده كه عمر سوره بقره را در طول دوازده سال توانست حفظ كند . بنابراين آنكه قراءت قرآن را بهتر بلد است ، حتما عالمتر به احكام هم مىباشد ، پس او براى امامت از ديگران سزاوارتر است . اما در زمان بسيارند كه عالم به قراءت هستند ، اما بهرهاى از علم ندارد . لذا عالم به سنت و احكام از چنين شخصى براى امامت سزاوارتر مىباشد . البته به شرط آنكه عالم به سنت در عمل به دين متهم نباشد . . . ( اين نكته قابل ذكر است كه در