در روايت بيرون راندن عمر يهوديان را تشكيك كردهاند ! !
- السيرة النبوية ج 3 ص 378
رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به هر يك از زنانش سالانه هشتاد پيمانه خرما و بيست پيمانه جو مىداد . اما در زمان عمر كه يهوديان به مسلمين خيانت كرده و پسر او را از بالاى خانه به پائين پرتاب كرده و دست و پايش را شكستند ، عمر گفت : هر كس سهمى در خيبر دارد ، آن را ضبط كند ، چون من مىخواهم اموال آنها را تقسيم كنم . رئيس يهوديان گفت : ما را بيرون نكن و همانگونه كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم و ابوبكر ما را نگهداشته بودند ، نگهدار . عمر گفت : آيا شما گمان مىكنيد كه من حرف رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را از ياد بردهام كه به تو فرمود : چگونه خواهى بود زمانى كه مركب تو در راه شام به راه بيفتد . سپس عمر خيبر را بين كسانى كه در حديبيه حاضر بودند ، تقسيم كرد . . .
ابو داود بر روايت تبعيد يهوديان تحفظ مىكند ! !
- سنن ابى داود ج 2 ص 41
3033 - محمود بن خالد از عمر بن عبد الواحد از سعيد بن عبد العزيز روايت مىكند : جزيرة العرب از وادى شروع مىشود تا دورترين نقطه يمن و تا خاك عراق تا ساحل دريا است . ابو داود مىگويد : . . . مالك مىگويد : عمر اهل نجران را بيرون كرد ولى از ، تيماء ، بيرون نراند ، زيرا آنجا جزو ممالك عرب محسوب نمىشد . اما وادى ، به نظر من يهوديان آنجا را بيرون نكردند . زيرا اراضى آنان را جزو خاك عرب مىدانستند .
3034 - ابن السرح از ابن وهب از مالك روايت مىكند : عمر يهوديان نجران و فدك را تبعيد كرد .
حموى در تبعيد يهوديان توسط عمر ترديد دارد . . . ! !
- معجم البلدان ج 5 ص 345
احمد بن جابر مىگويد : در سال هفتم هجرى ، هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از خيبر فارغ شد ، بسراغ وادى القرى رفت و اهل آنجا را به اسلام دعوت نمود . آنها نپذيرفتند و