تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤
- مسند احمد ج 1 ص 38 عبد الله . . . . . از عبيد بن آدم و ابو مرحم و ابو شعيب حضور عمر بن خطاب را در جابيه و فتح بيت المقدس را روايت مىكند . ابو سلمه از ابو سنان از عبيد بن آدم روايت مىكند : شنيدم عمر بن خطاب به كعب گفت : به نظر تو كجا نماز بخوانم ؟ كعب جواب داد : اگر از من مىپرسى پشت آن صخره نماز بخوان تا ، قدس ، كاملا روبروى تو قرار بگيرد . عمر گفت : شبيه يهودىها شده‌ام ، ولى نه ، بايد جائى نماز بخوانم كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نماز خوانده است . آنگاه رو به قبله نماز خواند . . . - مجمع الزوائد ج 4 ص 6 عبيد بن آدم مىگويد : شنيدم عمر بن خطاب به كعب گفت : به نظر تو كجا نماز بخوانم ؟ كعب جواب داد : اگر از من مىپرسى پشت آن صخره نماز بخوان تا ، قدس ، كاملا روبروى تو قرار بگيرد . عمر گفت : شبيه يهودىها شده‌ام ، ولى نه ، بايد جائى نماز بخوانم كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نماز خوانده است . آنگاه رو به قبله نماز خواند . . . - البداية و النهاية ج 1 ص 65 سپس خليفه عمر نزد صخره ( بيت المقدس آمد و جاى آن را از كعب الاحبار سؤال كرد ، كعب جاى آن را نشان داد و از عمر خواست مسجد را پشت آن سنگ بسازد ، عمر قبول نكرد و گفت : در اين صورت شبيه يهوديها خواهم شد . آنگاه مسجد را جلوى بيت المقدس ساخت ، كه همان ، عمرى ، امروز است . سپس خاكهائى را كه روى صخره ( مقدس ) بود ، روى عبا و قبايش جمع كرد و به كمك ديگر مسلمانان به جاى ديگر منتقل كرد ، و اهل اردن را نيز به كار گرفت تا بقيه آن را انتقال دهند ، زيرا كه روميها آن صخره را به خاطر آنكه قبله يهوديها بود ، آشغال‌دانى و مزبله كرده بودند بطور كه زنها كهنه‌هاى حيض خود را از داخل شهر آورده و در آنجا مىانداختند . علت اين امر هم اين بود كه يهودىها محل به صليب كشيده شدن ( حضرت عيسى عليه السلام و ديگران را ) مزبله قرار داده بودند ، و آشغالهاى خود را در آنجا مىريختند ، بدين جهت آنجا معروف به آشغال‌دانى بود . و همين اسم روى كليساى نصارا هم كه آنجا ساخته شده بود ، مانده بود . هنگامى كه عمر بيت المقدس را فتح كرد و جاى آن صخره روشن شد ، دستور داد آنجا را از زباله پاك