تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1064

مساهمون:

ص١٠٦٤
مىزدى . مكه به لرزه در مى آمد . عمر جواب داد : راست مىگوئى ، اما خدا بواسطه اسلام عده‌اى را بالا برد و عده‌اى را هم ذليل كرد .

معاويه تنها حاكم و عاملى كه هرگز عمر او را توبيخ و محاكمه نكرد و اموالش را تقسيم ننمود ! !

- كنز العمال ج 4 ص 550 11622 - عمرو بن حارث مى گويد : عمرو بن عاص هر سال ماليات و خراج اهل مصر را براى عمر بن خطاب مىفرستاد ، البته مقدار مورد نياز خود را برمىداشت و مازاد آن را ارسال مىكرد . يك بار عمرو بن عاص در فرستادن خراج كوتاهى كرد ، عمر طى نامه‌اى او را شديدا توبيخ كرد . در نامه آمد بود : اگر مىخواهيم حق را از تو بگيريم ، ناراحت مشو ، زيرا حق روشن است ، و ما را از وسوسه‌ها و ترديدهاى خود رها كن . عمرو بن عاص در جواب او نوشت : مردم منتظرند غلات آنها را برسد . منهم ديدم كه مداراى با آنها بهتر است و صلاح نيست مجبورشان كنم ضروريات خود را بفروشند ، آنوقت خراج كسر خواهد شد . به خدا قسم راست مىگوئيم .

تنها عمر است كه مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله معاويه را تعريف و تمجيد كرد ! !

- البداية و النهاية ج 8 ص 130 ترمذى . . . از ابو ادريس خولانى روايت مىكند : عمر بن خطاب عمير بن سعد را از ولايت شام عزل كرد و معاويه را بجاى او نصب نمود ، مردم اعتراض كردند ، عمر گفت : درباره معاويه جز به خير نگوئيد كه شنيدم رسول خدا صلى عليه ( وآله ) و سلم درباره معاويه دعا كرد : خدايا مردم را به او هدايت كن . اين روايت را فقط ترمذى نقل كرده و روايت غريبى است و عمرو بن واقد ( يكى از راويان ) ضعيف است . اين چنين از مسند عمير بن سعد انصارى نقل شده است ، به نظر من هم اين روايت مناسب با روايت عمر بن خطاب است ، زيرا او به خاطر آنكه نصب معاويه را بر ولايت شام از طرف خود توجيه كند ، اين مطلب را نقل مىكند . يكى از مؤيدات اين روايت اينستكه : شام بن عمار از ابن ابى سائب يعنى عبد العزيز بن وليد بن سليمان از پدرش نقل مىكند : هنگامى كه عمر بن خطاب معاويه را به ولايت شام نصب كرد ، مردم اعتراض كردند كه