جناب عمر مىگويد : هر كس فاجرى را به كار گمارد ، خودش هم فاجر است ! !
- كنز العمال ج 5 ص 756
14306 - عمر مىگويد : هر كس فاجرى را عامل خود كند و بداند كه او فاجر است ، خودش هم مثل او مىباشد .
( بايد از عمر پرسيد : پس تو چرا ابو هريره و عمرو بن عاص و كسان ديگر را كه به اعتراف خودت از اموال مسلمين دزدى كرده بودند ، به ولايت گماشتى ؟ ! ! )
بيهقى براى توجيه عمل عمر مىگويد : حتما منافقينى كه به كار گمارده شدند ، منافقين خوبى بودهاند ! !
- سنن بيهقى ج 9 ص 36
عبد الملك بن عبيد مىگويد : عمر مىگفت : ما از نيروى منافقين استفاده مىكنيم و گناهانشان هم بر خودشان است . اين روايت اگر صحيح باشد ، بايد گفت : آن منافقين حتما اهل خيانت و جنايت نبودهاند . خدا عالمتر است .
عمر تا آخرين نفس از منافقين دفاع مىكرد ! !
- تاريخ يعقوبى ج 2 ص 143
در سال پانزدهم هجرى عمر نامهها را تاريخ گذارى كرد . مى خواست مبدأ تاريخ را ميلاد رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) و يا مبعث قرار دهد ، اما ( امام ) على بن ابى طالب ( عليه السلام ) به او فرمود : مبدأ را هجرت قرار دهد ، او همچنين كرد . . .
عمر عتبه را ( براى ولايت بصره ) فرستاد ، اما او در بين راه مدينه و بصره از دنيا رفت ، بجايش مغيره نصب كرد . هنگام جنگ قادسيه مغيره به سعد ( بن ابى وقاص ) ملحق شد ، سپس به ولايتش برگشت . مغيره با زنى از قبيله بنى هلال بنام ام جميل كه همسر حجاج بن عتيك الثققى بود ، روابط نامشروع داشت . عدهاى از مسلمانان به او شك كردند ، ابو بكره و نافع بن حارث و شبل بن معبد و زياد بن عبيد در كمين او نشستند . تا روزى كه مغيره نزد آن زن رفت ، اتفاقا باد پرده را بالا زد ، ديدند روى آن زن خوابيده است . ابو بكره نزد براى ديدن عمر رفت و قضيه را براى او گفت . عمر ابو موسى اشعرى را جاى مغيره به ولايت بصره گماشت و او را احضار كرد .