چيزى است كه بايد در اروپا بيشتر طرف توجه قرار گيرد .
تركمنها نهالهاى جوان اين گياه را در سركه مىخوابانند و با لذت مىخورند . آنطور كه شنيدهام در بعضى از مناطق دورتادور مزارع را انقوزه مىكارند تا محصول را از شر هجوم حشرات حفظ كنند .
سكبينج « 12 »
كه لفظ
Sagapenum
از آن مشتق شده است . راجع به وضع و موقع اين گياه از عطاران اصفهان نتوانستم هيچ مطلبى كسب كنم سواى اينكه در كوهستانهاى لرستان از آن زياد يافته مىشود و صمغ آن را در آنجا جمعآورى مىكنند . خصوصيات صمغ ، شباهت آن با انجدان و آميختگى بذرها همه مبين و تضمينكنندهء اين نكته است كه اين گياه از خانوادهء چتريهاى صمغدار است .
بيوزه « 13 »
به كردى نيز همين نام را دارد . اين گياه چترى عالى كه فقط صمغ اندكى بدست مىدهد اغلب در ناحيهء كردنشين ساوجبلاغ مىرويد و سواى آن در كوهستان الوند نزديك همدان هم از آن ديده شده است . صمغ و تخم آنكه به بزرگى لوبياست سخت بوى مرهم « پرو « 14 » » مىدهد . تخمهاى اين گياه در اروپا به هيچ وجه قدرت جوانه زدن ندارد . نهالهاى جوان اين گياه كه آن را در سركه خوابانده باشند ، به عنوان سبزى فوق العاده مطلوبى خورده مىشود .
سقز
ترشح چندين نوع درخت و بخصوص درخت بن « 15 » است . در طالش و همچنين بين اصفهان و شيراز يعنى نزديك توقفگاه امامزاده اسمعيل درختان بن بسيارى است ؛ ولى بيش از همه محصول كردستان ، با نام سقز كردى در بازار فروخته مىشود ، آن هم در قطعاتى به شكل كهربا به رنگهاى زرد ، عسلى يا شيرى . در حرارتى زير 15 درجهء رئومور خشك و شكننده ، و در سى و دو درجه چون موم نرم است و در درجات بالاتر مايع و رقيق مىگردد . مورد استعمال اصلى سقز در كتانبافى است و آن هم بدين صورت كه رنگهاى چاپى را با آن مىپوشانند تا از تداخل آنها جلوگيرى به عمل آيد . زنان نيز سقز مىجوند ، همانطور كه زنان ترك مصطكى را كه با سقز قرابت هم دارد مىجوند ؛ گويا تصور مىكنند سقز نفس را خشبو مىكند ، اما در واقع
هامش
( 12 ) .Ferula sagapenum( 13 ) .Ferula kurdica( 14 ) .Peruvianbalsam( 15 ) .Pistacea mutica