آمدهاند و بعضى ديگر به زور و جبر به آنجا آورده شدهاند ؛ حتى در اواخر قرن گذشته « 3 » پس از فتح تفليس به دست آغا محمد خان ، باز خانودادههاى بسيارى به نهاوند و كاكاوند كوچ داده شدند و به پذيرفتن اسلام مجبور شدند .
7 . اعقابى كه از آميزش سكنهء اصلى ايران با ارمنيها و قفقازيها پديد آمدهاند ، بخصوص از جانب مادر . ايرانيها بخصوص به رنگ پوست سفيد علاقهمندند و بدين جهت اغلب از اين قبايل زن گرفتهاند ، چه به اختيار و چه به اجبار ؛ در نتيجه در خانوادههاى محترم و متعين بسيارى از آثار خون ارمنى برجاى مانده است . رنگ چشم آبى آسمانى يا سبز اغلب گوياى اين اختلاط است و گاهى مىتوان از صاحبان اين چشمهاى آبى مطلب را پرسيد و يقين حاصل كرد .
8 . نسطوريها يا كلدانيها . اينها بيشتر به نوع عرب و يهود نزديكند و در حوالى درياچهء اورميه زيست مىكنند . تعدادى از آنها هم به صورت پراكنده در كردستانند .
9 . يهوديان .
10 . معدودى افغان و بلوچ .
11 . تركمانان كه از نژاد خالص مغول هستند . اينها را اغلب به صورت اسير يا گروگان به اين مملكت آوردهاند و آنها ديگر ماندگار شدهاند .
12 . اعقابى كه از اختلاط با مغولها پديد آمدهاند . از اينها در ولايات مرزى شمال شرقى و مثلا در خراسان ديده مىشوند .
13 . عشاير كولى .
14 . كوليها و حبشيهائى كه به عنوان غلام و كنيز آورده شدهاند .
15 . تعداد خيلى قليلى از بربرها ، از حوالى كابل . اينها در تهران در محلهاى خاص خود زندگى مىكنند ، موسوم به « سرتخت بربريها » .
16 . اعقاب روسها و لهستانيها كه در اوايل امر گريخته به بيابان زدهاند ، اسلام پذيرفتهاند و در مملكت متوطن شدهاند .
17 . اجتماع كوچك اروپائيها كه بهطور موقت در مملكت زندگى مىكنند .
18 . قبلا تعداد زيادى هندو
( Banianen )
وجود داشتهاند كه تجارت پيشه بودهاند ، و فعلا به معدودى درويش تقليل يافتهاند .
سكنهء اصلى و قديمى ( پارسيان و ماديها )
اينها معمولا پوستى گندمگون دارند و هرگز به سفيدى اروپائيها و ارامنه كه زير نظر آنان زندگى مىكنند نيستند ؛ مردمك چشمشان ميشى رنگ ( و بندرت سياه ) ، مويشان صاف ( نه مجعد و وز كرده ) و به رنگ آبنوس ، ريششان پرپشت و خوش رشد ، جمجمهء آنها بيضوى ، پيشانى آنها به حد اعتدال بلند و در طرف شقيقهها پخ است ؛ چشمها درشتند با
هامش
( 3 ) . منظور قرن هجدهم ميلادى است . - م .