هزار ديگر يساول و بوكاول و ارباب توجه و منصب . . . » « 296 » ياد مىكند . با در نظر گرفتن اين حقايق چنين به نظر مىآيد كه گزارش دلّاوالّه كه براى فاصلهء بين سالهاى 1617 تا 1623 دوازده هزار قورچى را ذكر مىكند خيلى مبالغهآميز باشد « 297 » . اما مسلم است كه شاردن با ذكر شصت تا هشتاد هزار قورچى كه شاه عباس اول آنها را به سى هزار تن تقليل داد دچار اشتباه گرديده است « 298 » .
مشهور است كه قورچىها را از طوايف قزلباش انتخاب و هريك از واحدها را بنام طايفهء آنها موسوم مىكردهاند « 299 » . وفادارى اين واحدها به طايفهء خودشان خيلى بيش از اخلاصى بود كه به شاه ابراز مىداشتند : مقارن اواخر دورهء شاه محمد دربار به مقدار زياد تحت تأثير امراى استاجلو و شاملو بود . ابتداى سال 994 ( - اواخر سال 1585 م . ) امراى نافرمان تركمان كه با امراى ذو القدر و تكلو همدست بودند جلو شهر تبريز مستقر شدند تا دربار را تحت قدرت و نفوذ خود درآوردند . هنگامى كه در اين احوال ريشسفيد تركمان بنام ادهم خان نيز به نافرمانان پيوست « عرق حميّت اويماقيّت به حركت آمده هركس از طائفهء تركمانان كه ملازم ( خاصه ) و قورچى بودند به اردوى تركمانان ملحق گشتند » « 300 » .
در اينجا بىموقع نيست يادآور شويم كه قورچيان در ابتداى دورهء صفويه زير نظر ريشسفيد طايفهء خود قرار داشتند « 301 » . در اواخر دورهء صفويه طبق تذكرة -
هامش
( 296 ) - جواهر الاخبار ، صa297 .
( 297 ) - دلاواله( Della Valle )به نقل از تذكرة - الملوك ، ص 32 .
( 298 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 299 ؛ كمپفر نيز در ص 72 اظهاراتى در همين حدود دارد ؛ طبق گفتهء او پس از تقليلى كه در زمان شاه عباس اول داده شد باز تعداد سواران به پانزده هزار بالغ مىگرديد . لاكهارت كه در صفحهء 92 اثر خود( Persian Army )تقريبا كليهء منابع ايرانى را ناديده مىگيرد رقم شاردن را حقيقت مىشمارد بدون اينكه از او نقلقول مستقيم كند .
( 299 ) - رجوع شود به مثلا احسن التواريخ ، ص 235 :
قورچيان ذو القدر ؛ تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 114 : قورچيان استاجلو و غريبلو ؛ خلاصة - التواريخ ، صb249 : قورچيان زيك .
( 300 ) - خلاصة التواريخ ، 360 .
( 301 ) - اين مطلب دربارهء ريشسفيد از فرمان انتصابى كه چند صفحه پيش از آن نقل كرديم به خوبى حاصل مىشود .