اين شخص بر اندخود ، شبرغان ، جيجكتو « 96 » ، ميمنه ، فارياب ، مرغاب ، و طبق ذكر خلاصة التواريخ همچنين غرجستان « 97 » فرمان مىراند . با امراى ازبك بخارا و سمرقند در اين سال توافق شد كه آموى دريا مرز مشترك باشد .
بلخ در سال 922 ( - 1516 م . ) براى هميشه از چنگ حكومت ايران خارج شد « 98 » و هنگام مرگ شاه اسمعيل اول ( متوفى در سال 930 - 1524 م . ) قزلباشها مرو را نيز از دست دادند . مرو قبل از اينكه در سال 932 يا 933 ( - 27 - 1525 م . ) به تصرف ازبكها درآيد چند سالى متروك بود . شاه عباس اول بود كه توانست مرو را به صورتى قطعى به كشور منضم سازد . پس از فتح سال 1007 ( - 99 - 1598 م . ) شاه عباس حكومت مرو ، نسا ، ابيورد و درون را به يكى از امراى باجگزار داد .
اما چون اين امير در سال 1008 ( - 1600 - 1599 م . ) از فرمان شاه سرپيچى كرد يكى از امراى قزلباش بهجاى او منصوب شد « 99 » .
17 - مشهد و 18 - هرات . از سال 916 ( - 1510 م . ) اين دو ايالت تحت رياست فائقهء قزلباشها اداره مىشد . اين دو ناحيه در طول دورهء حكومت صفويه به كرّات دچار
هامش
( 96 ) - واقع در كنار جادهء ميمنه - بالا مرغاب ( رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 620 ) ، شصت ميل در جنوب شرقى ميمنه . رجوع شود به :J . Deny , Une Soyurgal du Timouride sahruh , in J . A . 1957 , P . ff .259 .
( 97 ) - خلاصة التواريخ ، صa49 به بعد . غلام سرور( Sarwar )در ص 65 كتاب خود بهنام تاريخ شاه اسمعيل صفوى ( متن انگليسى ) بههرحال تأكيد و تصريح مىكند كه غرجستان تسخير نشد .
( 98 ) - سرور ، ص 90 .
( 99 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 576 و 601 به بعد ؛ روضة الصفويه ، صa393 به بعد . در زمان شاه طهماسب اول مرو به حكومت صفوى تعلق نداشت ( رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 604 ؛ همچنين اثر ديكسونDickson- ، ص 88 و بعد از آن ، 249 ، 297 و تعليقات ، ص( XIVتصرفى كه در سال 943 ( - 7 - 1536 م . ) انجام گرفت موقتى بود .