( - ابتداى سال 1638 م . ) تا ابتداى سال 1059 ( - ابتداى سال 1649 م . ) « 83 » طبق مجمع التواريخ « 84 » اين ايالت در دورهء حكومت آخرين حاكم صفوى از طرف شمال قلاة غلزائى بين قندهار و غزنين ( غزنه ) را شامل مىشد كه پنج تا شش منزل از قندهار و دو تا سه منزل از مرز بين قندهار و دولت مغول فاصله داشت . « 85 » بدوا از اينكه مىبينيم منابع ما در طرف مشرق و جنوب شرق قوشنج « * » ( در منطقهء كاكرى ) ، شال « 86 » ، مستنگ و قلاة بنچارهء بلوچ « 87 » را از توابع قندهار مىشمارند دچار ترديد مىشويم ،
هامش
( 83 ) - براى سال 1000 ( - 92 - 1591 م . ) رجوع شود به : تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 486 ؛ روضة الصفويه ، صa360 به بعد ؛ براى سال 1031 ( - 1622 م . ) : تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 973 و بعد از آن ؛ روضة الصفويه ، صb482 ؛ براى سال 1047 ( - 1638 م . ) : خلدبرين ، ص 213 ؛ خلاصة السير ، صb140 ؛ براى سال 1059 ( - 1649 م . ) : عباسنامه ، ص 114 و 128 و بعد از آن ؛ زبدة التواريخ ، صa74 . مراجع ديگرى كه مربوط به دورهء صفويه نيستند ظاهرا سنوات ديگرى را ذكر مىكنند . رجوع شود به دفتر رونوشتهاى اسناد كمپانى هند شرقى ، چاپ جديد ، ليدن و لندن سال 1960 به بعد ذيل لفظ : افغانستان .
( 84 ) - مجمع التواريخ ، صa6 -a4 .
( 85 ) - نقطهء مرزى طبق مجمع التواريخ چهارباغ است كه قراباغ نيز ناميده شده است .
( 86 ) - شال ناحيهاى بود كه كوته( Kwetta )امروزى و اطراف آن را شامل مىشد . رجوع شود به :C . Ritter . Die Erdkunde - von Asien , Berlin 1838 , Bd . VI , Abt . 1 , 3 . Buch ( West - Asien ) , S . 168 .مراجع فارسى اغلب اين ناحيه را توأم با مستنگ بهصورت شال و مستانگ ذكر مىكنند .
مطابق خلاصة التواريخ ، صa138 شال و مستان ( يا مستانگ ) از توابع قندهار بود و بيست ( ! ) فرسخ از شهر فاصله داشت . دستور شهرياران در صفحهءb105 ضمن وقايع سال 1108 ( - 1696 م . ) ضمن شرح سفرى به مغولستان شال را آخرين نقطهء مملكت مىنامد .
( 87 ) - قلاة ( يا قلات ) در ارتباط با بلوچ مىتوانست حاكى از كلات امروزى باشد .
وقتى كه مستنگ ايرانى باشد كلات نيز به دليل موقع جغرافيائى خود مىبايست ايرانى باشد .
اصطلاح بنچاره مبهم است .
( * ) اسم اين شهر در متن كتاب به همين صورت آمده است ، ولى در عالمآراى عباسى فوشنج و پوشنگ ضبط شده است . در ذيل عالمآراى عباسى ( چاپ سهيلى خوانسارى ، 1317 ) قوشنگ ذكر شده است . ( در اين كتاب اسم اين شهر به تبعيت از متن همهجا قوشنج آورده شده است . ) مترجم .