با نظر دربار بود . در اين نواحى وزير كاملا جاىگزين حاكم شده بود .
همهء اين تدابير با درايت و سياست بسيار انجام گرفت و به همين دليل دولت صفويه در قرن هفدهم مسيحى ( - قرن يازدهم هجرى ) به هيچوجه مانند قرن شانزدهم ( - قرن دهم هجرى ) گرفتار ناراحتىهاى داخلى نبود .
البته ناگفته نبايد گذارد كه اصلاحات شاه عباس اول و جانشينانش در زوال ناگهانى اين امپراطورى نيز سهيم بود . جمع شدن همهء قوا در دست يك پادشاه لايق و با كفايت به اين مملكت حيثيت و آبرو بخشيد . اما آنگاه كه ديگر قدرت مركزى تنها اسم بىمسمائى بود كوچكترين ضربهاى از خارج باعث درهم شكستن و زوال آن گرديد .
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: رربورن كلاوس ميشائيل
ص٢٠٤