در مورد تيول رجوع شود به آنچه در فصل قبل راجع به مينباشى بافق گفته شد . منظور از حقوق همان حوالهء دائمى ( برات همه ساله ) است كه مورد بحث قرار گرفت . قسمتى كه بلاواسطه زير نظر و در اختيار وزير قرار مىگرفت و توسط وى اداره مىشد همان خالصهء موردنظر ماست . عوايد بعضى از نواحى مشمول ماليات هم ديگر پس از تغييراتى كه در ادارهء املاك خاصه داده شد براى تأمين مخارج پيشبينى نشده همواره مهيا و آماده بود . مثلا در گزارش زير كه اسكندر منشى ضمن وقايع ايتئيل 2 - 1031 ( - 3 - 1622 م . ) مىدهد خالصه « * » به اين معنى و مفهوم است : شاه فرمان داد كه وزير مازندران مكلف است با همكارى اهالى مازندران جادههاى آن ايالت را مرمت كنند « . . . و كاركنان اجرت واقعى از خالص مال خاصهء شريفه ستانند . . » « 147 » .
طبق تذكرة الملوك « 148 » قلمرو قضائى وزير اصفهان خالصه بوده است . ارقام و اطلاعاتى كه در آنجا مذكور است تصورى از طرز ادارهء نواحى خالصه به ما مىدهد .
د - املاك خاصه و تناسب قدرت در مملكت
وضع و خصوصيات املاك خاصه منعكسكنندهء تقسيم قدرت در مملكت است و بخصوص دربارهء دورهء شاه محمد ( 95 - 985 - 87 - 1578 م . ) اين مطلب بهتر صدق مىكند . اين پادشاه ضعيف النفس به زحمت و بهندرت در كار حكومت دخالتى داشت . قدرت واقعى در دست ملكه يعنى خير النسا بيگم بود و پس از قتل وى نيز
هامش
( 147 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 990 .
( 148 ) - تذكرة الملوك ، صb72 به بعد .
( * ) چنان كه از جملهء منقول بعدى برمىآيد مراد در اينجا « خالص » است نه خالصه كه گويا سهو القلم مؤلف است . خالص نيز در اينجا به معنى از محل مخارج پيشبينى نشده در بودجه است . م .