مالياتى كه بهعنوان تيول به اشخاص داده شده بود ارتباطى ندارد . از همان گزارش شرف خان نيز چنين برمىآيد كه همانطور كه ما مىدانيم مناطقى كه ساكنين آنها ارمنى بودند يعنى اهل ذمه شمرده مىشدند خاصه بوده است « 136 » . اما اين مطلب به وضوح تمام در گزارشى تأييد مىشود كه در تاريخ حيدرى به مناسبت مرگ شاه طهماسب اول ( متوفى در 984 - 1576 م . ) نقل شده است « . . . و در مدت هشت سال از ولاياتى كه خالصه بود خراج نگرفت و مىفرمود كه چون بالفعل به زر احتياجى نيست و رعايا دادوستد نموده منافع مىيابند از ايشان گرفتن و در خزانه نگاه داشتن چه ضرور است و بدين جهت رعاياى خالصه به غايت مرفه الحال بودند » « 137 » .
پس وقتى صحبت از مالياتهاى معوقه شد منظور عوايد حاصل از املاك خاصه است . اين عوايد بخشوده نمىشد « 138 » . بلكه همواره در اختيار دربار قرار داشت پس هنگامى كه شرف خان اين مالياتها را به عنوان اموال دولت در فهرست خود وارد كرده از ايننظر محّق بوده است . طبق خلاصة التواريخ ، در دورهء شاه محمد ( 95 - 985 - 87 - 1578 م . ) مطالبات مالياتى ( بقاياى ) شيروان « 139 » حوالهء يك صد قورچى شد . در نقل قول زير هرچند به وضوح در مرجع ذكر نشده باز گويا صحبت از اين نوع ماليات باشد : « . . . قريب مبلغ دويست هزار تومان از مالوجهات الكاى شيروان در دفتر ثبت بود و شاه جنت مكان آن را به واسطهء مصلحتها گذاشته حواله نمىنمود . . . » « 140 » .
اصطلاح « خالصه » توسط مير محمد تفرشى درست به همان صورت كه در تاريخ
هامش
( 136 ) - براى دورهء شاه عباس اول رجوع شود به پاپازيان ، جلد دوم ، سند نمرهء 4 ؛ براى دورهء شاه عباس دوم و شاه سليمان رجوع شود به نامههاى پاپ در :A Chromicle of the Carmelites in Persia I 416 - 18 .( 137 ) - تاريخ حيدرى ، صb581 .
( 138 ) - رجوع شود به جواهر الاخبار ، صa285 .
( 139 ) - خلاصة التواريخ ، صa295 .
( 140 ) - خلاصة التواريخ ، صb285 .