در مآخذ موجود از صدرهاى ايالات بسيار بسيار كم ذكرى به ميان آمده : در دورهء شاه اسمعيل اول فقط از صدر خراسان كه هماكنون از او نام برديم ذكرى شده و در دورهء شاه طهماسب اول چهار بار از صدرهاى خراسان « 443 » ، يك بار از صدر شيروان و شكى « 444 » و يكبار از صدر گيلان « 445 » خبرى به ما رسيده است . شايد بتوان اين مطلب را چنين توجيه كرد كه اصطلاحات « صدر » و « شيخ الاسلام » را مرادف يكديگر استعمال مىكردهاند . از صدر خراسان غياث الدين محمد مثلا در لبّ التواريخ بهصورت « شيخ الاسلام هرات » ياد مىشود « 446 » . يك وقايعنامهء ديگر « 447 » وى را يكبار « صدر خراسان » و بار ديگر « شيخ الاسلام هرات » مىنامد . علاوهبر اين تقريبا با اطمينان مىدانيم كه بالاترين مراجع روحانى در ايالات ديگر عناوين ديگرى داشتهاند و البته اين سؤال مطرح است كه آيا آنها نيز مانند صدرهاى ايالات به همان درجه از اختيار در كار خود بودهاند يا نه ؟ بزرگترين مرجع روحانى بغداد در زمان شاه طهماسب اول « قاضى القضات » « 448 » ناميده مىشد . در دورهء اين پادشاه در آذربايجان « 449 » و در دورهء شاه محمد در فارس « 450 » نيز دو نفر صاحب اين شغل بودهاند . گويا در يزد ( حدود سال 1073 - 3 - 1662 م . ) يك نفر شيخ الاسلام در جوار يك نفر قاضى القضات بهكار اشتغال داشته است « 451 » .
ز - دربارهء واليان
1 - حكومتهاى باجگزار دولت صفوى
در اواخر دولت صفوى والى را حاكم يك ايالت مىدانستند كه از اتباع
هامش
( 443 ) - تاريخ ايلچى نظام شاه ، صa33 ؛ دو بار در هفت اقليم ، جلد اول ، ص 233 ؛ روضة الصفويه ، صb210 ( - تاريخ شاه اسمعيل و شاه طهماسب تأليف خواندمير ، ذيل وقايع سال 943 ) .
( 444 ) - بوسه ، سند نمرهء 7 .
( 445 ) - تاريخ حيدرى ، صb580 ( - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 146 ) .
( 446 ) - لب التواريخ ، ص 20 ، 31 .
( 447 ) - تاريخ ايلچى نظام شاه ، صa22 ،a29 .
( 448 ) - جواهر الاخبار ، صa311 .
( 449 ) - رجوع شود به فصل سوم اين كتاب : وزراى ايالات خاصه ، بند ب - ادارهء ايالات خاصه ، 2 - قوهء قضائى .
( 450 ) - هفت اقليم ، جلد اول ، ص 233 .
( 451 ) - جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، صb283 .