از موارد مىبينيم كه حاكم مأمور اجراى حكم مراجع روحانى است . مثلا در سال 963 ( - 6 - 1555 م . ) شاه طهماسب اول تصميم گرفت كه ايالات را از لوث « منهيّات » پاك كند . به گوش شاه رسيده بود كه حكام مشهد به فرمانهاى وى دربارهء امور مالى ( سركار ) آستان قدس بىاعتناء ماندهاند و در اجراى فرمان وى دربارهء « منع و نهى نامشروعات » تعلل و قصور ورزيدهاند . به همين مناسبت وى شاهزاده سلطان ابراهيم ميرزا را بهجاى حاكم قزلباش آن ديار منصوب كرد و سمت نظارت برآستان قدس را نيز به وى محول ساخت « 419 » . در فرمان انتصاب به حاكم جديد اخطار شد كه :
« . . . و در اجراى احكام و اوامر شرعيه و دفع و رفع مكاره و مناهى كه به عهدهء اهتمام سيادت و نقابت پناه شيخ الاسلام معز السياده و النقابه [ خليفه ] اسد اللّه [ اصفهانى ] « 420 » متولى آن آستان ملائك باستان « * » منوط و مربوط فرمودهايم مجهود و مبذول مرعى داشته به رأى شرع آراى او و متقضاى شرع شريف عمل نمايد » « 421 » .
اما فقط كار در مشهد مقدس بدين منوال نبود . در بين اسنادى كه توسط پاپازيان منتشر شده بعضى از احكامى كه توسط « ديوان الصداره » صادر شده نيز يافته مىشود .
هم در احكام قضائى و هم در فرمانهاى شاهانهاى « 422 » كه همواره براى تأييد و تحكيم اين احكام صدور مىيافته على الدوام به مقامات و مراجع دولتى ايالت مربوطه يعنى
هامش
( 419 ) - خلاصة التواريخ ، صb180 .
( 420 ) - خلاصة التواريخ ، صa177 : خليفه اسد اللّه اصفهانى در سال 962 ( - 1554 م . ) متولى و شيخ الاسلام مشهد شد .
( 421 ) - رونوشت سند مندرج در افضل التواريخ ، جلد دوم ، صa218 كه قبلا از آن نقل كرديم ( قسمتى كه در متن به زيرنويس نمرهء 390 مربوط مىشود ) .
( 422 ) - شايد در اين اسناد صحبت از احكام صدر باشد كه چند صفحه پيش ذكر آن گذشت و « با مهر ديوان بيگى » صورت قطعى مىپذيرفت .
( * ) - ظاهرا پاسبان . م .