سرانجام بايد مختصرى نيز دربارهء تركيب محاكم حكام ذكر كرد . حاكم در كليهء امور مهم شخصا قضاوت مىكرد . براى موارد كماهميتتر وى داروغه را به نمايندگى از طرف خود برگزيده بود كه ضمنا بهعنوان مأمور اجرا در محكمهء خود وى نيز شركت مىجست . به تبعيت از شاردن كه در اين مورد گويا فقط نيمهء دوم قرن هفدهم مسيحى ( - قرن يازدهم هجرى ) را در نظر دارد بايد بگوئيم كه داروغه با فرمان شاه بهكار خود منصوب مىشد نه به حكم حاكم « 412 » .
تاورنيه گزارش مىدهد كه در جوار خان و داروغهاى كه توسط وى بهكار منصوب شده بود يك نفر ديوان بيگى نيز از طرف مركز مأموريت داشت « 413 » . ما فقط در دو مورد در منابع فارسى اثر خود به ديوان بيگى مأمور در دستگاه حاكم برخوردهايم « 414 » .
اما اين حتم است كه وزراى ايالتى كه از طرف مركز مأموريت داشتند يا نمايندگانشان در محاكم شركت مىجستند و يا اقلا مىبايست شركت بجويند . براين گفتهء خود از
هامش
( 412 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 259 ؛ مطابق آنچه از منابع فارسى مستفاد مىشود ( مثلا رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 565 ، 835 ) داروغه نمايندهء حاكم بوده است . اين معنى از سفرنامهء تاورنيه ، جلد پنجم ، ص 552 نيز بهخوبى مستفاد مىشود . دومن در صفحهء 153 نظر شاردن را تأييد مىكند اما امكان دارد كه در موضع مزبور سرزمينهاى خاصه را در مدنظر داشته است . در اينباره مىتوانيد به فصل دوم اين كتاب بند ج - زمينهاى دولتى و خاصه مراجعه كنيد .
( 413 ) - تاورنيه ، جلد پنجم ، ص 552 ؛ شاردن ( جلد ششم ، ص 98 ) در ايالات از شخصى بهنام :President - du divanذكر مىكند . اما شايد منظورش ايالات خاصه باشد .
( 414 ) - ديوان بيگى شاهزاده ابراهيم ميرزا كه ذكر آن در فوق گذشت و از طرف شخص شاه بهكار گماشته شده بود ( رجوع شود به خلاصة التواريخ ، صb181 ) نه ديوان بيگى كه از طرف مركز وى را فرستاده بودند و رياض الفردوس ، ص 364 در اخبار اواخر دورهء شاه عباس دوم از او ياد مىكند . در گرجستان دورهء صفويه قاضى القضاتى كه به امور غيرشرعى رسيدگى مىكرد نيز ديوان بيگى ناميده مىشد ( رجوع شود به پوتوريدزهPuturidze، سند نمرهء 136 كه عبارت است از انتصاب يك نفر ديوان بيگى براى كارتيل توسط والى كارتيل ؛ خوبوا ، سند نمرهء 29 كه در آن از ديوان بيگى كاخت صحبت شده است . )