خود را شاهزاده صفى ميرزا مىشناساند ، قيام كردند . در اردوى اين شخص بسيارى از دهقانان فرارى ، كوچنشينان و حتى فئودالها با چريكهاى زيردستشان گرد آمدند . اين جنبش قفقاز خاورى را تهديد مىكرد . اما ارتش نادر به سال 1743 توانست اين اردو را درهم كوبد و صفى ميرزاى خيالى را دستگير كند . در فاصله سالهاى 1743 و 1746 - امواج طغيان ، دهقانان و كوچنشينان خراسان ، كرمان و استانهاى بختيارى و لرستان را فرا گرفت . تمام اين شورشها به وسيلهء ارتش نادر سركوب شدند . به سال 1747 قيامى مردمى در سيستان درگرفت ( در اين قيام فئودالهاى محلى هم شركت داشتند ) ، انگيزهء اين قيام ناتوانى مردم نسبت به پرداخت ماليات هنگفتى به مبلغ 500 هزار تومان بود ؛ اين قيام به بلوچستان هم رسيد . نادر برادرزادهاش به نام عليقلى ميرزا را براى سركوبى اين قيام به سيستان فرستاد ، اما او ضمن انجام اين مأموريت متوجه نفرت همگانى مردم از نادر شاه شد ، بنابراين خودش به اين قيام پيوست و رهبرى آن را به دست گرفت ، و خود را شاه خواند .
نادر كه به همهء درباريان و سرداران خود دربارهء ساختوپاخت با عليقلى خان بدگمان بود ، تصميم گرفت خودش شخصا اين شورش را در سيستان سركوب كند . اما اينان پيشدستى كردند . نادر در ژوئن 1747 در اثر توطئهاى هنگام شب در چادرش كه در خبوشان بود ، كشته شد .
پس از مرگ نادر شاه ، در ايران ازهمپاشيدگى سياسى ، ستيز داخلى و پيكار ميان دارودستههاى فئودال به منظور به دست گرفتن قدرت آغاز گرديد ، و حتى حاكمان فئودال هريك در قلمرو خود علم جدائىخواهى برافراشتند .
زوال فرهنگ
در پايان سدهء 17 - آغاز سده 18 ، در پى جنگهاى تقريبا پيوسته ، ستيزهاى داخلى و نابسامانى اوضاع اقتصادى ، زوال فرهنگى ايران به چشم مىخورد .
از آثار تاريخى اين دوره ، آرامگاه درب امام و مدرسه مادر شاه كه شاه سلطان حسين براى مادرش بنا كرد ، مىباشند . اين مدرسه داراى سردر و گنبد بسيار بلند و اماكن ديگر است . ساختمانهاى نامبرده از شاهكارهاى معمارى ايران بهشمار مىروند .
دربارهء دستگاه حكومتى نادر شاه و وضع كشورهاى زير اشغال او در سدههاى 18 تا 20 آثارى به زبان فارسى در ايران ، آسياى ميانه و هندوستان مسلمان نوشته شدهاند .
پرارزشترين اين نوشتهها تاريخ نادرى اثر ميرزا مهديخان و كتاب سه جلدى تاريخ عالم آراى نادرى اثر محمد كاظم است . اين نوشتهها ضمن بيان رويدادهاى تاريخى مدارك پر