علاجيه نام دارد . در اين اخبار آمده است كه : فاذن فتخيّر .
* حاصل مطلب در مباحثى كه گذشت چيست ؟
اين است كه اصوليين حرفهايشان در علم اصول در اين دو مسئله روى قاعدهء اوليّه است و در علم فقه براساس قاعدهء ثانويه . در نتيجه اين دو مسئله ( مسئله قاعدهء اوليّه و مسئلهء قاعدهء ثانويه ) باهم متفاوت و از هم جدا بوده و با اين نتيجه اشكال وارد شده برآن مرتفع مىگردد .
* منظور شيخ از عبارت ( فتأمّل ) چيست ؟
اشاره به اين دارد كه اگر شيخ توجيهات ما از اشكالات مزبور بد نيست و لكن خيلى هم قابل قبول و دلپذير نيست و اين در بيانات ما روشن است :
فىالمثل ما گفتيم : ناقل و مقرّر مربوط به شبههء وجوبيّه است و مبيح و حاظر مربوط به شبههء تحريميّه ، در نتيجه دو مسئله مختلف و متفاوتاند چرا كه اين دو شبهه متمايزاند .
در حالى كه علّت ذكر شده از ناحيهء اين حضرات مشتمل بر شبههء وجوبيّه و تحريميّه هر دو مىباشد .
فى المثل در ناقل و مقرّر گفتند : ناقل مقدّم است به اين علت كه : الاصل فى الكلام التأسيس .
آيا اين كلام هر دو شبهه را شامل نمىشود ؟ چرا شامل مىشود . به چه دليل ؟ به اين دليل كه آن حديثى كه مىگويد : دعا عند الهلال واجب ناقل و مؤسس است و آن ديگرى هم كه مىگويد : شرب التتن حرام باز ناقل و مؤسس است .
پس ناقل هم دربرگيرندهء حديث دال بر حرمت است ، هم دربرگيرندهء حديث دال بر وجوب .
* پس آنكه مىگويد مقرّر است چه مىگويد ؟
مىگويد : مقرّر ، هم شامل حديثى مىشود كه دلالت بر عدم وجوب دعا عند الهلال دارد هم شامل حديثى مىشود كه دلالت بر حرمت شرب تتن دارد پس تفاوتى در كار نيست .
* نتيجهء اين تأمل چيست ؟
سخنان شيخ كه فرمود : حرفهايى كه پيرامون مسئله در اصول زدهاند براساس اصل اوّلى و آنچه در فقه فرمودهاند روى اصل ثانوى است ، خيلى مطابق با واقع نيست زيرا اصوليينى كه در فقه فرمودهاند :
التخيير براساس اصل ثانوى نگفتهاند ، بلكه روى اصل اوّلى گفتهاند : التخيير ، چرا كه اصل اوّلى در متعارضين التخيير است و آنها كه در اصول فرمودهاند : التخيير ، باز براساس اصل اوّلى اين حرف را زدهاند .
* پس تفاوت مطلب و سر قضيه در كجاست ؟
در اينجاست كه اصل اوّلى در نظر حضرات متفاوت بوده است بدين نحو كه يكى گفته : الاصل الاوّلى ، التأسيس ، ديگرى گفته الاصل الاوّلى ، التأكيد و ديگرى فرموده : التخيير .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧١