تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
اندام او ، و راستى بنده ، خدا عز و جل را به حساب بخشندهء اين نعمتها فراموش مىكند و چون فراموش كرد ، خدا به باد دستور مىدهد كه در تنش گذرد و از بينيش برآيد ، پس بر اين خدا را حمد كند و حمدش در اين گاه شكر و جبران فراموشى است . ( 1 ) 7 - از داود بن حصين ، گويد : ما جمعى در حضور امام صادق ( ع ) بوديم و من تا 14 مرد را در اطاق بر شمردم ، امام صادق ( ع ) عطسه زد و كسى از حاضران سخنى نگفت ، امام فرمود : آيا تسميت نگوئيد ؟ آيا جواب عطسه ندهيد ؟ ( تسميت گوئيد ، بايد جواب عطسه را بگوئيد خ ل ) از حق مؤمن بر مؤمن اين است كه هر گاه بيمار شد ، او را عيادت كند ، و هر گاه مرد ، بر سر جنازه‌اش حاضر شود ، و هر گاه عطسه زد ، او را تسميت گويد ( به او گويد : يرحمك اللَّه ) و هر گاه از او دعوت كرد ، بپذيرد . ( 2 ) 8 - از جابر ، گويد : امام باقر ( ع ) فرمود : چه خوب چيزى است عطسه ، براى تن سودمند است و خدا عز و جل را هم به ياد مىآورد ، گفتم : نزد ما مردمى هستند كه مىگويند : براى رسول خدا ( ص ) در عطسه بهره‌اى نيست ، فرمود : اگر دروغ گويند ، شفاعت محمد ( ص ) بدانها مرساد . ( 3 ) 9 - ابن ابى عمير ، از يكى از اصحابش ، گفت : مردى در حضور امام باقر ( ع ) عطسه زد و گفت : الحمد للَّه ، و امام باقر ( ع ) به او جواب نداد و فرمود :