ما در نزد امام صادق ( ع ) نشسته بوديم كه ناگاه مردى عطسه زد و كسى به او هيچ جوابى نداد تا آن حضرت آغاز سخن كرد و فرمود : چرا به او تسميت نگفتيد ، راستى از حق مسلمان است بر مسلمان كه چون بيمار شود ، او را عيادت كند و چون دعوتش كند ، از او بپذيرد و چون بميرد ، بر سر جنازهء او حاضر شود و چون عطسه زند ، او را تسميت گويد .
( 1 ) 4 - از صفوان بن يحيى ، گويد : من نزد امام رضا ( ع ) بودم و عطسهاى زد ، من به او گفتم : صلى اللَّه عليك ، باز عطسه زد و گفتم :
صلى اللَّه عليك ، و باز عطسه زد و گفتم : صلى اللَّه عليك ، و به او گفتم : قربانت ، چون مانند توئى ( امام معصوم ) عطسه زند بگوئيم مانند آنكه به يك ديگر مىگوئيم : يرحمك اللَّه ، يا بگوئيم آنچه من مىگويم ؟ فرمود : آرى ، مگر نگفتى :
صلى اللَّه على محمد و آله
؟ گفتم : چرا ، فرمود : يعنى
ارحم محمداً و آل محمد
، فرمود : آرى ، محققاً خدا صلوات داده است بر او و به او مهربانى كرده و همانا كه صلوات ما بر آن حضرت ، رحمت براى خود ما است و تقرّب به خدا است .
( 2 ) 5 - از احمد بن محمد بن ابى نصر ، گويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم مىفرمود : دهن ياوه از شيطان است و عطسه از طرف خداى عز و جل است .
( 3 ) 6 - از صالح بن ابى حماد ، گويد : از عالم ( امام كاظم ع ) در بارهء عطسه پرسش كردم و از سبب ذكر حمد براى آن در پاسخ فرمود : راستى خدا را بر بندهها نعمتها است در تندرستى و سلامت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٣٧