( 1 ) و از آنجا كه گمان نبرم زيرا توئى كه استخوانهاى پوسيده و خاك شده را زنده مىكنى و به راستى تو بر هر چيز توانائى ، اى كسى كه كمت شكر گزاردم و باز هم دريغم نكردى و خطايم در بر او بزرگ شد و مرا رسوا نكردى و مرا در نافرمانى ديد و برويم نزد و براى آنچه مرا آفريد و من جز آن كردم كه براى آنش مرا آفريد پس چه خوب سرپرستى باشى تو اى آقايم و چه بد بندهاى باشم من ، مرا جستى چه خوب جويندهاى هستى تو پروردگار منى و چه بد مطلوبم برايت ، تو مرا بنده و بندهزاد و كنيززاد خود يافتى و زير دست خود كه هر كار خواهى با من توانى كرد .
بار خدايا ! آوازها همه خمودند و جنبشها همه آرميدند و هر دوستى با دوست خود خلوت كرد و من با تو خلوت كردم كه محبوب منى و ثمرهء خلوت مرا با خودت در اين شب آزاديم از دوزخ مقرر فرما ، اى كه هيچ دانشمندى وصفى برتر از او نتواند و هيچ آفريدهاى در برابر او منعى نتواند اى كه آغاز هر چيزى و پس از هر چيز هستى اى كه از مادهاى پيدا نشدى و اى كه به نيستى نگرائى اى كاملترين توصيف شده و بخشندهترين عطاكنندهاى كسى كه با هر زبانى خوانده شود و بفهمد اى كه گذشتش قديم است و يورشش سخت است و ملكش استوار است ، از تو خواهم بدان نامت كه با آن با موسى بىواسطه گفتگو كردى
يا اللَّه يا رحمان يا رحيم يا لا إله الا انت ، اللَّهم أنت الصمد اسألك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى الجنة برحمتك .
( 2 ) 34 - از يونس گويد : به امام رضا ( ع ) گفتم : يك دعا به من بياموز و مختصر كن ، در پاسخ فرمود : بگو : اى كه مرا به خود
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٧١