كار به خودت و خشنودى به مقدرت و تسليم شدن به فرمانت تا دوست نداشته باشم تعجيل شود در آنچه تو پس اندازى و تأخير شود در آنچه تو بشتابى ، يا رب العالمين » .
( 1 ) 15 - از ابن يعفور گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) در حالى كه دست به آسمان بر آورده بود ، مىگفت : « پروردگارا ! مرا يك چشم به هم زدن به خودم وامگذار ، نه كمتر از آن و نه بيشتر ، و هر چه زودتر اشك از هر سوى ريشش فرو باريد ، سپس به من رو كرد و فرمود : اى پسر ابى يعفور ! راستى خدا عز و جل كمتر از چشم به هم زدنى يونس بن متى را به خود وانهاد و آن ناشايسته را انجام داد ، گفتم : اصلحك اللَّه ، او را به حال كفر برد ؟ فرمود : نه ، ولى مردن در اين حالت هلاك است .
( 2 ) 16 - حديث را به معصوم رسانيده كه فرمود : جبرئيل نزد پيغمبر ( ص ) آمد و به او گفت : هر گاه خواهى روزى و شبى مرا چنانچه شايد بپرستى ، هر دو دست خود را به درگاهم بر آور و بگو :
« بار خدايا ! از آنِ تو است سپاس ، سپاسى جاويدان با جاويديت و از آن تو است حمد و سپاس ، سپاسى كه پايانى ندارد تا آنجا كه دانشت رسد و از آنِ تو است سپاسى كه نهايت ندارد كمتر از خواستت ، و از آنِ تو است سپاس سپاسى كه مزدى ندارد ، گويندهاش جز خشنوديت ، بار خدايا ! از آن تو است همهء سپاس و از آنِ تو است همهء بخشش و از تو است همهء فخر و از تو است همهء بهاء
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٣٣