و مقصود از يقينِ ايمان اين است كه همراه شك و نفاق نباشد .
در نهايه گفته است : جب ، به معنى قطع است و از اين باب است حديث در اينكه :
« الاسلام يجب ما قبله »
- اسلام دوران پيش از خود را مىبرد و توبه هم آنچه پيش از آن است مىبُرد يعنى قطع مىكنند و محو مىكنند آنچه پيش از آنها بوده است از كفر و گناه و نافرمانى ، پس اسلامِ واقعى هر چه كه پيش از آن بوده است در دوران كفر راجع به حق خدا و حق بشر از ميان مىبرد جز آنچه به دليل خارج شده چون مال مسلمانى كه در دست او موجود است ( و بايد آن را به صاحبش رد كند ) . از فيروزآبادى كه گفته : ضنائن اللَّه ، جمعى خواص خلق خدايند . از جزرى در نهايه كه در حديث آمده :
« ان للَّه ضنائن من خلقه »
ضنائن به معنى خصائص است . از مجلسى ( ره ) -
« رفع عن امتى »
شايد مقصود رفع مؤاخذه است و عقاب و محتمل است كه مقصود در برخى رفع اصلِ آن باشد ( چون تكليفِ ما لا يطاق ) يا تأثير آن يا حكم آن و شايد خصوصيت امت او در برخى منظور نيست و مقصود اختصاص مجموع آنها است به اين امت گرچه دفع برخى مشترك ميان همهء امم است و خطا مانند اين است كه خواسته شكارى را با تير بزند تير خطاء كرده و به آدمى خورده است و مانند خطاء فتوى بده و طبيب و مقصود در اينجا همان رفع گناه به واسطهء فراموشى منافات با وجوب اعاده ندارد در وقتى ركن فراموش شود و با وجوب سجدهء سهو و تدارك در ترك واجبات غير ركنى و گفتهاند رفع اثم در اين دو صورت دلالت دارد بر اينكه موجب گناه هستند ولى از راه تفضل عفو شده است و اكراه اعم از اين است كه در اصول دين باشد يا در فروع دين كه تقيه در آن روا است نه چون قتل نفس كه تقيه ندارد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 785
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٨٥