نهفتهها است كه بد باشد و نتائج بدى به بار آورد بلكه هر چه از حالِ مردم ديده شود شايسته است كه از آن دم نزد مگر آنچه كه نقلِ آن براى مسلمانى سودمند است و يا براى دفع معصيت است چنانچه اداى شهادت در بردن و خوردن مال مسلمانى با رعايت حق ، و امّا اگر بيند كه مالِ خود را نهان مىكند ذكرِ آن نميمه است و كشفِ راز است و اگر سخن چينى ذكر عيب و نقص هم باشد نسبت به آنكه از او حكايت شود جمع بين نميمه و غيبت شود .
و سبب و موجب سخن چينى چند چيز است :
1 - قصدِ بد كردن و زيان رساندن به كسى كه از او سخن گويند .
2 - اظهارِ دوستى و خيرخواهى نسبت به كسى كه با او اين سخن را گويند به قصدِ استفاده و طرفدارىِ او يا به مقصدِ ديگرى .
3 - خوشصحبتى و ورود در سخن زيادى و فضولى .
و وظيفهء كسى كه نزدِ او سخن چينى شود شش چيز است :
1 - باور نكند زيرا سخن چين فاسق است و خدا از قبولِ قول فاسق منع كرده مگر آنكه بازرسى شود .
2 - او را از آن نهى كند و اندرزش دهد و كارش را زشت شمارد ، خدا فرموده : « امر به معروف كن و نهى از منكر » .
3 - به خاطر خدا او را دشمن دارد زيرا خدا سخن چين را دشمن دارد ، و دشمنى با دشمنِ خدا لازم است .
4 - به مجرد گفته سخن چينى به برادر دينى بد گمان نشود زيرا خدا فرمايد : « كناره كنيد از بسيارى گمانها » بلكه صبر كند تا علم پيدا كند .
5 - سخنِ او موجب بازرسى و تجسس نگردد زيرا خدا فرموده :
( به مجرّد گمان ) « تجسّس نكنيد » .
6 - كار نمّام و سخن چين را براى خود نپسند و گفتار ناهنجارِ او را
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 693
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٩٣