2 - هر گاه مورد وعده امر حرامى باشد چون كارِ خلاف شرع و شك نيست وفاء بدان جائز نيست و تخلف واجب است .
3 - اگر مكروه و مرجوح باشد از نظر دينى يا دنيوى جواز تخلف بعيد نيست مانند نذر و عهدِ يمين كه وعده و تعهد مؤكد با خدايند و در اين مورد تخلف آنها روا است .
4 - راجح دينى باشد و مرجوح دنيوى كه جواز تخلف مورد بحث است .
5 - مباح متساوى الطرفين كه نذر آن درست نيست و يمين به آن درست است . تا آنكه گويد : وعده به آن هم واجب العمل نيست .
6 - در صورت فقدان قصد جدى و اكراه و براى حفظ آبرو و مال و جانِ مؤمن هم تخلف وعد جائز است . از مجلسى ( ره ) - شايد مقصود از برخورد عذر خواهى است يا برخورد به همراه عذر خواهى . و چه خوش گفته است شاعر :
هر كه گريزد ز خراباتِ شام * توشه كش غول بيابان شود
از مجلسى ( ره ) -
« مستجيراً به »
يعنى براى دفع ستم يا كارِ لازمِ ديگر .
« فقد قطع ولاية اللَّه »
يعنى دوستى خدا بريده يا مهر خدا را از خود بريده يا يارى خدا را از خود بريده يا كنايه است از سلب ايمان . از مجلسى ( ره ) - « مزرقة » از زرقه است و گويا اشاره است به قول خدا تعالى ( 102 سوره طه ) : « و محشور كنيم مجرمين را در آن روز ، كبود چشم » بيضاوى گفته : بدان وصف شده براى آنكه كبودىِ چشم بدترين و دشمنترين رنگِ چشم است نزد عرب زيرا روميان كه دشمن سختِ