باب صاحبان ايمان عاريه
( 1 ) 1 - از محمد بن مسلم كه از امام باقر و يا امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود :
راستى خدا عز و جل خلقى را براى ايمان ثابت آفريده كه زوالى ندارد و خلقى را هم براى كفر ثابت آفريده كه زوالى ندارد و خلقى را هم ميان اين دو آفريده و به برخى ايمانى سپرده اگر خواهد براى آنها به پايان رساند مىرساند و اگر خواهد آن را از آنها بگيرد مىگيرد و فلانى از آنها بود كه ايمانش عاريت بود .
( 2 ) 2 - از كليب بن معاويه اسدى از امام صادق ( ع ) فرمود :
راستى بنده بامداد كند مؤمن و شام كند كافر و بامداد كند كافر و شب كند مؤمن ، و مردمى باشند كه ايمان را به عاريت دارند و سپس از آنها برگرفته شود و آنها را « مُعارين » نامند . سپس فرمود : فلانى از آنها است .
( 3 ) 3 - از عيسى شلقان گويد : من نشسته بودم و امام كاظم ( ع ) گذر كرد و با او برهاى بود . گويد : گفتم : اى پسر ! مىبينى پدرت چه مىكند ؟ ما را به چيزى فرمان مىدهد و سپس از آن نهى مىكند ،