مفهوم مغايرت دارند و هم در وجود چون سلسلهء پدران و پسران .
و امّا با واقع براى آنكه اين الفاظ هر كدام معنى مخصوصى دارند كه در وجود هم با ديگرى مخالف است به اين شرح :
تسليم - يك امر وجدانى و عاطفى است كه مظهر قلبى و عملى هر دو را دارد .
يقين - يك جزم و دانش عقلانى و معنوى است كه با تسليم يكى نيست .
تصديق - يك عمل قلبى و اعضائى است كه جز آن هر دو است .
اقرار - عهدهمندى و قبول قرار است كه هم قلبى دارد و هم عملى و باز جز تصديق است .
اداء و عمل هم فعل اعضاء است ، عمل كردار است و اداء كردار به عنوان انجام وظيفه است .
و ظاهراً مقصود از اين نژادبندى بيان يك سلسله جريان عملى و قلبى و اندامى است كه از يك ديگر متولد مىشوند و بايد فهميد كه اين سلسله از اسلام شروع مىشود و به عمل يا انجام وظيفه مىرسد يا از انجام وظيفه شروع مىشود و به اسلام مىرسد .
اگر منظور از اسلام همان اسلام ظاهرى باشد وجه اول درست است ، زيرا چنانچه پيش از اين گفتيم اسلام ظاهرى با اداى شهادتين كه شناسنامه جامعه و ملت اسلامى است به حساب اعلام تابعيت ملت محقق مىشود و جز آن حقيقتى ندارد و البته پذيرش اين تابعيت به معنى تعهد همكارى با جامعهء اسلامى است از نظر اجراء مقررات عمومى تشكيلات اسلام كه عبارت از فروع دين است ، و اگر آن را پدر نخست به حساب آريم و زايش و فزايش يابد و عقيم و بلا عقب و تو خالى نباشد مسلمان را به مقام تسليم مىكشد و آن از خود گذشتن و پاى بند بهمهء مقررات دين بودن است و اين خود بسيار روشن است ،
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 700
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٠٠