در ضمن كلام درج شده ، نتيجه قياس اول اين است كه اسلام يقين است و نتيجه دوم اينكه تصديق است و از سوم اينكه اقرار است و از چهارم اينكه اداء است و از پنجم اينكه عمل است و سپس از ابن ميثم توجيه اين قياسات را نقل كرده است .
شهيد ثانى رفع اللَّه درجته در رسالهء حقائق الايمان پس از بيان اين كلام از امير المؤمنين ( ع ) گفته است :
اينجا دو بحث است ، اول اينكه مقصود از اين نسبت چيست ؟ دوم اينكه منسوب كدام است . راجع به اولى ، برخى از شارحين آن را حمل بر تعريف كرده و دور از قياس دانستهاند و اسلام را به تسليم شرح كرده است كه دخول در طاعت خدا است و آن تعريف لفظى است به لفظ معروفترى و تعريفات ديگر هم به لازم خاص است ( و سپس مرحوم مجلسى ايراد و اعتراض چندى وارد كرده ) و در آخر گويد : و امّا دومى كه منسوب باشد از بيان اين شرح معلوم است كه مقصود اسلام كامل است يا اسلام خداپسند كه بىاسلام ظاهرى محقق نيست و معلوم است كه اين اسلام همان ايمان است . پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من گويم ، ظاهر كلام اين شارحين اين است كه منظور از اسلام و تسليم و يقين و تصديق و اقرار و اداء و عمل يكى است يا از نظر مفهوم كه اينها به ترتيب معرف يك ديگرند يا از نظر اتحاد مصداقى كه در وجود يكى هستند و نتيجهء حمل بر قياس و يا تعريف هم از نظر يكى است زيرا قياس استدلالى و تعريف منطقى به اعتبار اتحاد در مفهوم يا وجود مشترك هستند و به همين نظر فصلى است در منطق به عنوان ( اشتراك حد و قياس ) ولى همهء اين شروح هم با بيان خود امام ( ع ) مخالف است و هم با واقع .
اما از نظر اول براى اينكه امام اين تفصيل را نسب نامه ناميده است ، و نسب نامه مركب است از بيان سلسله نژادى كه هر كدام با ديگرى هم در
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 699
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٩٩