كارهايش به امام زمانش مراجعه كند و تسليم او باشد ، و سپس فرمود : چگونه آخرى را بشناسد و او نسبت به اولى جاهل باشد .
( 1 ) 3 - زرارة گويد : به امام باقر ( ع ) گفتم : به من خبر بده كه آيا شناختن امام از شما بر همه خلق واجب است ؟ فرمود : به راستى خداى عز و جل محمد ( ص ) را به همهء مردم رسول فرستاده و او حجت خدا است بر همهء خلق روى زمين ، هر كه ايمان به خدا دارد و به محمد رسول خدا ( ص ) ، و پيروى از او كند و او را تصديق نمايد معرفت امام از ما هم بر او واجب است ، و هر كه ايمان به خدا و رسولش ندارد و پيرو او نيست و او را باور ندارد و حق خدا و پيغمبر را نشناسد چطور معرفت امام بر او واجب باشد با اينكه او ايمان به خدا و رسول او ندارد ، و حق آنها را نمىشناسد .
گويد : گفتم : پس چه مىفرمائيد در بارهء كسى كه ايمان به خدا و رسولش دارد و رسول خدا ( ص ) را در همهء آنچه خدا به دو فرستاده تصديق كند ، بر اينان حق شما واجب است ؟ فرمود : آرى ، مگر اينان نيستند كه فلان و فلان را مىشناسند ؟ گفتم : چرا ، فرمود :
نظرت اين است كه خدا همان كسى است كه معرفت اينان را در دلشان انداخته به خدا معرفت آنها را در دلشان نيانداخته مگر شيطان ، نه به خدا حق ما را خداى عز و جل به مؤمنان الهام كرده است .
( 2 ) 4 - جابر گويد : از امام باقر ( ع ) شنيدم مىفرمود : همانا كسى خداى عز و جل را مىشناسد و مىپرستد كه خدا را شناسد و
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦١