تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
( 1 ) است ؟ فرمود : نسبت به آنچه گذشته ، آرى و آنچه مانده است ، نه . گويد : سپس به من فرمود : آنچه با خوددارى بياور ، من آن سنگ را به آن حضرت دادم و برايم بر آن مهرى نهاد و سپس نزد امام باقر ( ع ) آمدم و برايم مهرى بر آن نهاد و سپس نزد امام صادق ( ع ) آمدم و بر آن برايم مهرى نهاد و پس از آن نزد امام كاظم ( ع ) آمدم و آن را برايم مهر كرد و سپس نزد امام رضا ( ع ) آمدم و آن را برايم مهر كرد و حبابه والبيه پس از آن نه ماه زنده بود - چنان چه محمد بن هشام ( هشام خ ل ) گفته است . ( 2 ) 4 - ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى گويد : من نزد ابى محمد ( امام حسن عسكرى ع ) بودم ، براى مردى يمنى اجازه ورود خواستند و مردى درشت و بلند و تنومند وارد شد و بر آن حضرت به امامت سلام داد و امام با پذيرائى به او جواب داد و دستور داد بنشيند و او پهلوى من نشست ، و من با خود گفتم : كاش مىدانستم اين مرد كيست ؟ امام ( ع ) فرمود : اين از فرزندان آن زن اعرابيه صاحب سنگريزه‌اى است كه پدرانم با خاتم خود بر آن نهاده‌اند و نقش بسته است و آن را با خود آورده است تا من هم آن را مهر كنم ، سپس فرمود : آن را بياور يك سنگ كوچكى در آورد كه در يك طرفش محل صافى بود ، امام عسكرى ( ع ) آن را گرفت و مهرش را بيرون آورد و بر آن زد و نقش برداشت ، گويا هم اكنون نقش مُهر او را در آن سنگ مىنگرم ( الحسن بن على ) به آن يمنى گفتم : آن حضرت را هرگز پيش از اين ديده بودى ؟ گفت : نه به
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 601 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى