پرش به محتوای اصلی

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحه 549

پدیدآورندگان:

ص۵۴۹
مثقال اندازه گرفتيم ، من به رفيقم گفتم : مولاى ما نزد ما بود و ما ندانستيم و به دنبال او رفتيم و همهء موقف را گردش كرديم و او را به دست نياورديم ، و از كسانى كه اطراف او بودند از اهل مكه و مدينه راجع به او پرسش كرديم ، گفتند : يك جوان علوى است كه هر سال پياده به حج مىآيد .

باب در نهى از اسم

( 1 ) 1 - داود بن قاسم جعفرى گويد : از ابو الحسن عسكرى ( امام على نقى ) شنيدم مىفرمود : جانشين من حسن ( ع ) است و چگونه باشيد نسبت به جانشين او ؟ من گفتم : براى چه ؟ خدا مرا قربانت كند . فرمود : شما شخصى او را نتوانيد ديد و او را به نامش نتوانيد ياد كرد ( نامش را نتوانيد برد ) من گفتم : پس چگونه او را ياد كنيم ؟ فرمود : بگوئيد حجت از آل محمد ( ص ) . ( 2 ) 2 - ابى عبد الله صالحى گويد : يكى از اصحاب ما پس از فوت امام حسن عسكرى از من نام و مكان امام را پرسيد ، جواب آمد كه : اگر آنها را به نام دلالت كنى آن را فاش مىسازند و اگر به مكان دلالت كنى بدان رهنمائى كنند .