تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
( 1 ) 9 - يحيى بن درياب گويد : پس از فوت ابى جعفر ( محمد پسر امام هادى ) خدمت امام هادى رسيدم او را تسليت دادم ابو محمد ( امام حسن عسكرى ) نشسته بود و گريست امام هادى ( ع ) به او رو كرد و فرمود : به راستى خدا تبارك و تعالى در وجود تو جانشينى براى او مقرر كرده است ، خدا را حمد كن . ( 2 ) 10 - ابى هاشم جعفرى گويد : من نزد امام على نقى ( ع ) بودم پس از مردن پسرش ابى جعفر ، من پيش خود فكر مىكردم و مىخواستم بگويم مثل ابى جعفر و ابو محمد ( امام عسكرى " ع " ) در اين زمان مثل ابى الحسن موسى است و برادرش اسماعيل دو فرزند امام صادق ( ع ) و قصهء اين دو تا مثل قصهء آن دو تا است ، زيرا بعد از ابى جعفر را ابو محمد مورد اميد امامت بود ، و پيش از آنكه سخنى بگويم امام على نقى ( ع ) رو به من كرد و فرمود : اى ابو هاشم ، براى خدا در موضوع ابو محمد ( امام عسكرى " ع " ) بداء حاصل شد بعد از ابى جعفر در آنچه كه براى او معروف نبود پيش از آن چنانچه براى او بداء حاصل شد در موسى ( امام كاظم ) بعد از در گذشت اسماعيل آنچه را كه پرده از روى حال او برداشت ، و موضوع همان است كه در خاطر تو گذشت و اگر چه ناحق طلبان بدشان آيد ، پسرم ابو محمد بعد از من امام است ، نزد او است علم هر چه بدان نياز باشد و ابزار امامت با او است . ( 3 ) 11 - ابى بكر فهفكى گويد : ابو الحسن ( امام هادى " ع " ) به من نوشت پسرم ابو محمد ( امام عسكرى " ع " ) از نظر آفرينش ، خود خير خواه ترين آل محمد است ( نسبت به مردم و ديانت ) و