فرمود : صاحب شما بعد از من كسى است كه بر من نماز بخواند ، گويد : ما پيش از آن روز ابو محمد ( امام حسن عسكرى ) را نمى شناختم ، گويد : ابو محمد بيرون آمد و بر او نماز بخواند .
( 1 ) 4 - على بن جعفر گويد : من موقع وفات محمد فرزند امام على نقى ( ع ) خدمت آن حضرت بودم ، به امام حسن ( ع ) فرمود :
پسر جانم ، براى خدا تجديد شكرى كن كه در بارهء تو امر خود را تجديد كرد .
( 2 ) 5 - احمد بن محمد بن عبد الله بن مروان انبارى گويد : من وقت وفات ابى جعفر محمد پسر امام على نقى ( ع ) حضور داشتم ، امام على نقى ( ع ) به خانه آمد و تختى براى او نهادند و بر آن نشست و خاندانش دور او نشستند و امام حسن عسكرى ( ع ) در گوشهاى ايستاده بود و چون از كار تجهيز ابى جعفر پرداخت ، رو به ابى محمد ( ع ) كرد و فرمود : پسر جانم ، شكرى براى خدا تازه كن كه خدا در بارهء تو دستورى تازه كرد .
( 3 ) 6 - على بن مهزيار گويد : به ابو الحسن ( امام هادى " ع " ) گفتم : اگر پيش آمدى شد ( پناه بر خدا مىبرم ) به چه كسى بايد رجوع كرد ؟ فرمود : عهد امامت از طرف من با بزرگترين پسرم بسته شده .
( 4 ) 7 - على بن عمرو عطار گويد : من خدمت امام على نقى ( ع ) رسيدم و هنوز پسرش محمد زنده بود و من گمان مىكردم او امام
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 527
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٢٧