( دست به ريش سفيد خود گرفت ) اين ريش سفيد را لايق امامت ندانسته و اين جوان را لايق و اهل دانسته و او را بدان مقام كه بايد متمكن ساخته ، من منكر فضل او گردم ، نعوذ بالله ، بلكه من بندهء او هستم .
( 1 ) 13 - خيرانى از پدرش گويد : من در خراسان برابر ابو الحسن ( امام رضا " ع " ) ايستاده بودم ، يكى گفت : اى آقايم من اگر پيشآمدى شد به كه مراجعه شود ؟ فرمود : به ابى جعفر پسرم ، گويا آن گوينده سنّ ابو جعفر را كم شمرد ، امام رضا ( ع ) فرمود : به راستى خدا تبارك و تعالى عيسى بن مريم ( ع ) را رسول و پيغمبر و صاحب شريعت تازه مبعوث كرد در سنى كوچكتر از سنى كه ابو جعفر دارد .
( 2 ) 14 - زكريا بن يحيى بن نعمان صيرفى گويد : شنيدم على بن جعفر براى حسن بن حسين بن على بن حسين باز مىگفت كه : به خدا ، خداوند ابو الحسن الرضا ( ع ) را يارى كرد ، حسن به او گفت :
آرى به خدا قربانت برادرانش به او شوريدند و ستم كردند .
على بن جعفر فرمود : آرى به خدا ، ما عموهاى او هم به او ستم كرديم ، حسن به او گفت : قربانت شما چه كرديد ، من از وضع شما اطلاعى ندارم ؟ گويد : فرمود كه : برادرانش به او گفتند و ما هم نيز به او گفتيم كه : ميان ما هرگز امامى سياه چرده نبوده .
امام رضا ( ع ) فرمود : او پسر من است ، گفتند : رسول خدا ( ص ) به طبق قيافه حكم صادر كرده ، فرمود : شما قيافهشناسان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 515
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥١٥