تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
( 1 ) « به راستى آن كسانى كه آواز خود را نزد رسول خدا آهسته كنند آنانند كسانى كه خدا دلشان را به تقوى آزموده » به جان خودم پدرت و فاروقش با نزديكى خودشان به رسول خدا ( ص ) او را آزار دهند و خود آن دو نفر آنچه را خدا از حق و حرمت رسول خدا ( ص ) واجب كرده رعايت نكردند ، خدا حرمت مؤمنانى را كه مرده‌اند مانند مؤمنان زنده مقرر نموده ، به خدا اى عايشه اگر آنچه را بد دارى از دفن حسن ( ع ) نزد پدرش رسول خدا ( ص ) ميان ما و خدا روا بود مىدانستى كه بر غم انف تو در آن جا دفن مىشد . سپس محمد بن حنفيه رشتهء سخن را به دست گرفت و گفت : اى عايشه ، يك روز بر استر و يك روز بر شتر ، تو از بس با بنى هاشم دشمنى نه خود را نگهدارى و نه به زمين قرار دارى ، عايشه رو به وى كرد و گفت : اى پسر حنفيه ، اين‌ها زادگان فاطمه‌اند كه سخن مىكنند ، تو ديگر چه مىگوئى ؟ امام حسين ( ع ) در جوابش گفت : محمد را به كجا دور مىكنى از بنى فاطمه ؟ با اين كه از سه فاطمه است : 1 - فاطمه دختر عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم ( زوجهء عبد المطّلب و مادر عبد الله و ابى طالب و زبير است - از مجلسى ره ) . 2 - فاطمه دختر اسد بن هاشم ( زوجهء طاهرهء ابو طالب و مادر امير المؤمنين - ع - ) . 3 - فاطمه دختر زائده بن اصمّ بن رواحه بن حجر بن عبد معيص بن عامر ( زوجهء هاشم و مادر عبد المطّلب است ) . عايشه در جواب حسين ( ع ) گفت : فرزند خود را دور كنيد و او را از كنار قبر رسول ببريد ! شما هستيد مردمى كه در سخن بر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 447 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى